تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
و در دولت الحاكم حكم براند و مسلط بر امور و ملقب به امين الدوله شد و او نخستين كسى است كه در دولت علويان بمصر چنان لقبى يافت . نزديكان مورد اعتمادش به او قتل الحاكم را توصيه كردند و گفتند : ما را بوجود او نياز نباشد كه به بندگيمان بگيرد . ولى ابن عمار اين كار نكرد و اسباب تحقير خود و كوچك داشتن سنت متبع ميدانست . كتامه در كشور ، نفوذ پيدا كرده و حكومت بر آن نمودند و دست خود رو به اموال رعيت و حريم او دراز كردند . ارجوان در كاخ الحاكم حراست و و پاسدارى ميكرد و شكر خادم عضد الدوله كه ذكر كرديم شرف الدوله دستگيرش نمود و سپس بمصر آمد ، با ارجوان اتفاق كرده يك دست شدند . ارجوان به منجوتكين نامه نوشت و از ابن عمار زبان به شكايت گشود . منجوتكين از دمشق با تجهيزات لشكرى رو بمصر نهاد خبر به ابن عمار رسيد و چنان وانمود ساخت كه منجوتكين بر الحاكم عصيان ورزيده است . و سپاهيان بر او متشكل ساخت ، و لشكرى گران بسوى منجوتكين و سپاه دمشق روانه كرد و ابا تميم سليمان بن جعفر بن فلاح كتامى را بر لشكريان فرمانده كرد . و در « عسقلان » با منجوتكين روبرو شدند . منجوتكين و يارانش منهزم گرديده هزار نفر از آنها كشته شده و منجوتكين اسير و بمصر برده شد . ابن عمار بر جانش ابقا كرد و بخاطر استمالت از مشارفه ( مردم جبهة شرق اسلامى . م . ) او را آزاد كرد . ابن عمار ، ابا تميم كتامى را بحكومت دمشق تعيين كرد . اين شخص نامش سليمان بن جعفر بود . و به طبريه رفت و برادر خود على را روانهء دمشق كرد مردم مانع از ورود او شدند . ابو تميم باهالى دمشق نامه نوشت و آنها را تهديد كرد ، آنها هم ترسيدند و طاعت را گردن نهادند و از كار سفيهان خويش پوزش طلبيدند و باستقبال على بيرون شدند و او توجهى نكرده سوار و داخل شهر شد و كشت و سوزاند و به اردوگاه خود بازگشت . ابو تميم خود شخصا بدمشق آمد . و نسبت به اهالى نيكرفتارى نمود و به آنها امنيت داد و زندانيان آزاد كرد . و امر ساحل را مورد توجه قرار داد . و