روستاهاى خوزستان پخش شدند و اكثرشان ترك بودند ، و صداى آنها بر ديلميان برترى يافت و نفوذشان فزون گرديد . از آن سوى صمصام الدوله با سپاهى از ديلم و تميم و اسد ، رو به اهواز نهاد . همين كه به « تستر » رسيد شبانه حركت كرد كه تركان سپاهى بهاء الدوله را تحت فشار گذارد و بهتر دانست كه راهنمايان بهمراه داشته باشد ، آن راهنمايان دورادور اردوگاه تركان رسيدند ، و طلايع تركان آنها را بديدند .
برگشتند و خبر دادند ، و تركان را برحذر داشتند . پس تركان گرد هم جمع آمدند و صفوف خود فشرده نمودند ، و سركردهء آنان كه طغان نامش بود . كمينگاهى ترتيب داد همين كه سپاهيان صمصام الدوله با تركان تلاقى كرده بجنگ و ستيز پرداختند .
آنان كه در كمين بودند . از كمينگاه خود بيرون شدند ، و نتيجه هزيمت سپاه صمصام الدوله بود . صمصام الدوله و ديلميان كه با وى بودند منهزم شدند ، و عدهء آنها هزارها نفر بيشتر بود و بيش از دو هزار نفر از آنها زينهار خواستند و به آنها امان داده شد ، و تركان از اثقال آنان بسيار چيز بدست آوردند .
طغان براى آنها كه تسليم شده و امان به آنان داده شده بود . چادرها برپا كرد كه در آنها سكنى گيرند . همين كه در آن چادرها فرود آمدند . تركان اجتماع و با همديگر مشورت كردند و گفتند : اينها عدهشان از ما بيشتر است و ما بيم از آن داريم كه بر ما بشورند ، و رأى آنها بر اين قرار گرفت كه آنها را بكشند . ديلميان احساس آن توطئه نكردند مگر زمانى كه چادرها بر سرشان فرود آوردند ، و تركان ميان آنان افتادند و با ديركهاى چادرها بجان آنها افتاده همه را پاك بكشتند ! خبر اين ماجرا به بهاء الدوله رسيد . در آن موقع او در واسط بود و از مهذب الدوله پولى به وام گرفته بود . همين كه آن اخبار شنيد رو به اهواز رفت . طغان و تركان پيش از وصول بهاء الدوله اهواز را تصرف كرده بودند .
و اما صمصام الدوله ، او لباس سياه پوشيد و به شيراز رفت و وارد آنجا شد ، مادرش از سياه پوشيدن او متغير گرديد . و صمصام الدوله بنا را به تجهيزات گذاشته كه رو به برادرش بهاء الدوله بخوزستان برود
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 220
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٢٠