تا رحبه را به او تسليم كند و او خمارتكين حفصى را به رحبه فرستاد و آن ناحيت تسليم او شد وى از آنجا به « رقه » رفت . در رقه . بدر غلام سعد الدوله بن حمدان مستقر بود .
ميان او و خمارتكين برخوردهائى صورت گرفت و خمارتكين بر بدر ظفرياب نگرديد .
در آن اثناء خبر اختلاف در بغداد به او رسيد . روى بدان صوب نهاد . بين راه بعضى اعراب بر او راه بستند و او را گرفته اسير كردند . مال زيادى فديه داد و از بند رست .
در اين سال بهاد الدوله براى القادر باللّه سوگند طاعت ياد كرد كه شرايط بيعت انجام دهد و القادر نيز سوگند وفادارى و يك رنگى ياد نمود و گواهى كرد كه بهاء الدوله را در بيرون از خانهء خويش زمامدار و فرمانروا ميداند .
در اين سال آشوبگريها در بغداد فزونى يافت ، و هيبت سلطنت از ميان رفت و آتشسوزيها در اماكن زيادتى ، و فساد استمرار پيدا كرد .
در اين سال قاضى القضاة عبيد اللّه بن احمد بن معروف به ابو محمد درگذشت . تولد او بسال سيصد و شش بود . وى مردى فاضل ، عفيف ، پاكدامن و معتزلى بود . و هم در اين سال محمد بن ابراهيم بن على بن عاصم بن زاذان ابو بكر معروف به ابن المقرى اصفهانى درگذشت . هنگام فوت نود و شش سال داشت و او را وى مسند ابى يعلى موصلى است كه از قول او روايت ميكرد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 208
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٠٨