بيان پارهاى از رويدادها
در اين سال ، بهاء الدوله ، على ابى الحسن بن معلم را دستگير كرد . اين مرد بر تمام امور و شئون ملك و ملت مسلط شده بود ، و همه حتى وزيران هم در خدمت او بودند . و با مردم بدرفتارى كرد ، در اين موقع سپاه بر او شوريدند و از وى شكايت كردند و او را خواستند كه تسليم سپاهيان كنند . بهاء الدوله با آنها گفتگو كرد و و وعده داد كه دستش را از كاو كوتاه و از آنها دور سازد . قبول وعده و نويد بهاء الدوله نكردند پس بهاء الدوله ابن معلم را دستگير كرد . به گمان اينكه سپاهيان باز ميگردند ولى آنها بازنگشتند ، او را تسليم آنها كرد . دو بار به او زهر خوراندند ، در او كارگر نشد ، پس او را خفه كرده دفن كردند ! در شوال اين سال فتنه و آشوب بين اهالى كرخ و غير هم تجديد شد و كار به وخامت كشيد ، ابو الفتح محمد بن حسن حاجب سوار شد و بر آشوبگران بتاخت .
كشت و دار زد و شهر آرام شد ! در اين سال نرخها در بغداد گران شد . يك رطل نان چهل درهم فروخته شد در اين سال ، بهاء الدوله وزير خود ابى القاسم على بن احمد كه نامبرده شد ، دستگير كرد . سبب دستگيرى او اين بود كه بهاء الدوله او را متهم كرد كه در كار ابن معلم با سپاه مكاتبه داشته است و بجاى او نصر بن شاپور و ابا منصور بن صالحان را مشتركا به وزارت منصوب كرد و جمع بين آنها نمود .
در اين سال ، صمصام الدوله وزير خود ، ابى القاسم العلاء بن حسن شيرازى را دستگير كرد ، او غالبا مسلط بر صمصام الدوله بود . وى تا سال سيصد و هشتاد و سه زندانى بود . بعد از آن صمصام الدوله او را از زندان بيرون آورد و وزير خود كرد .
در مدت زندانى بودن او ، ابو القاسم مدلجى كارها را اداره ميكرد .
در اين سال پادشاه روم به « ارمنيه » فرود آمد . و خلاط ، و ملازگرد ، و ارجيش را در حصار گرفت و مردم از آن پيش آمد دچار زبونى و ضعف شدند ، سپس ابو على حسن بن مروان قرار متاركه را براى مدت ده سال برقرار ساخته ، پادشاه روم بازگشت .