شناخته شده و او « ابو جعفر الثائر باللّه » بود رويداد و گروه زيادى از مردم ديلم و جبل ( مقصود گيلان است . م ) كشته شدند و ابو عبد اللّه بن داعى باسارت گرفتار آمد و در دژى زندانى شد ، سپس در محرم سيصد و پنجاه و نه آزاد و بمقام رياست خويش بازگشت . و ابو - جعفر فرمانده كل سپاهيان او گرديد .
و در همين سال بختيار وزير خود ابى الفضل عباس بن حسين و تمام ياران او را دستگير و اموال و املاكشان را تصرف نمود ( مصادره كرد . م ) و ابو الفرج محمد بن - عباس را به وزارت خويش برگزيد . پس از آن ابو الفرج را عزل كرد و ابا الفضل را بجاى خود بازگرداند ( يعنى وزير خود كرد . م ) در اين سال گرانى در عراق شدت پيدا كرد و مردم مضطرب شدند . سلطان بر مواد خوراكى نرخ گذارى كرد . بليه قحط و غلا شدت بيشترى يافت . ضرورت سلطان را ناگزير كرد نرخ گذارى را ملغى كند در اثر آن تسهيلى در امر پديد آمد ، ولى مردم از گرانى رو بموصل و شام و خراسان نهادند و عراق را ترك كردند .
در همين سال شيرزاد نفى بلد شد . او بر بختيار چيرگى پيدا كرده ، و بر وزير و سپاه حكم ميراند سپاهيان از سلطهء او بيمناك شدند . و تركان عزم كشتن او نمودند « سبكتكين » آنان را منع كرد و به آنها گفت : او را بترسانيد تا فرار كند . شيرزاد از بغداد گريخت . و حفظ مال و ملك خود را در عهدهء بختيار گذاشت همين كه او از بغداد دور شد ، بختيار اموال و املاك و خانهاش را تصرف نمود . و اين كار بر بختيار عيب گرفته شده است و شيرزاد رو به ركن الدوله نهاد تا كارش را با بختيار باصلاح بينجامد ولى چون به « رى » رسيد درگذشت .
هم در اين سال عبيد اللّه بن احمد بن محمد ابو الفتح نحوى معروف به « حخجخ » درگذشت ( در حاشيه تولد او در سال دويست و هشتاد ياد شده است ) .
در همين سال عيسى پزشكى طبيب القاهر باللّه و الحاكم در دولت او بود . درگذشت . او دو سال پيش از فوتش كور شده بود . تولد او به سال دويست و هفتاد و يك بود
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 12
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢