و مسرت شديد خود را از اين اخبار به همه مردم اعلام كرد و شعراء و سخنوران او را ستايش كردند ، از جمله ستايش گران « محمد بن هانى اندلسى » است كه گفته است :
« يقول بنو العباس : قد فتحت مصر * فقل لبنى العباس : قد قضى الأمر »
كه در فارسى چنين معنى ميدهد : بنى عباس مىگويند ، مصر فتح شد . به بنى عباس بگو ، كار از كار گذشت .
بيان اينكه ابى البركات بن حمدان قصد « ميثافارقين » كرده و انهدام او
در ذى قعده اين سال ، ابو البركات بن ناصر الدوله بن حمدان قصد ( تسخير ) ميثافارقين » كرد . همسر سيف الدوله دروازههاى شهر بر رويش به بست و مانع از ورود او به شهر شد . ابو البركات برايش پيام فرستاد . من جز براى جنگ با كفار قصدى نداشتم و از همسر سيف الدوله طلب يارى كرد . پس قرار بر اين شد كه دويست هزار درهم براى ابو البركات فرستاده شود و فرستاده شد . و دهكدهائى نزديك به « نصيبين » كه متعلق به سيف الدوله بود به او داده شد .
بعد از آن بر همسر سيف الدوله معلوم گرديد كه ابو البركات ، در خفا اقدام مىكند كه به شهر وارد شود .
بانوى سيف الدوله عدهاى از غلامان سيف الدوله را باردوگاه ابو البركات گسيل داشت كه به آنها گفته شود : اين حق سرور شما نيست كه چنين افعالى دربارهء حرم او و فرزندش روا داريد .
پس همراهان ابو البركات از جنگ و ستيز روى گرداندند و گروهى رجاله شبانه ابو البركات را تحت فشار قرار دادند . و او از آن گير و دار ، بسلامت جست و گريخت و اردوگاه و لشكريانش بباد نهب و غارت گرفته شد . و گروهى از همراهانش و غلامانش