تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
شروع شد . و مردى بسيار تنومند و با هيبت ميبود . هنگامى كه عضد الدوله موصل را متصرف شد ، نزد عضد الدوله رفت . همين كه عضد الدوله را ديد از وى بترسيد و گفت : گمان نميكنم كه وى - يعنى عضد الدوله - بر من ابقاء كند ، وقتى از نزد عضد الدوله بيرون آمد ، گريخت ، عضد الدوله پس از بيرون رفتنش او را طلب كرد تا دستگيرش كند ، ولى گريخته بود . عضد الدوله گفت : مردى سخت و مهيب است . و در او شر هست و ابقاى او روا نباشد . به او خبر دادند كه گريخته است . دست از طلبش بازداشت . در مرزهاى ديار بكر دست آوردهائى بچنگ آورد و در همان حدود اقامت گزيد . و كارش مهم شد و نيرو گرفت و بعد از درگذشت عضد الدوله « ميثافارقين » و بسيارى از نواحى ديار بكر را متصرف گرديد ، و گروهى از يارانش را به نصيبين گسيل داشته ، بر آنجا نيز چيره شد . صمصام الدوله . فوجى سپاهى به سركردگى ابى سعد بهرام بن اردشير ، بسوى او روانه كرد « باذ » با وى مصاف داد و بهرام منهزم شد و گروهى از همراهانش اسير شدند . و كار « باذ » بالا گرفته نيرومند شد . صمصام الدوله ، ابى القاسم سعد بن محمد حاجب را با سپاهى انبوه بسركوبى او روانه داشت . فريقين در « باجلايا » بر خابور حسينيه ( خابور نام نهرى است بين رأس العين و رود فرات در عراق م . ) از بلدهء كواشى تلاقى كردند . و نبرد سختى ميان هر دو فريق رويداد . سعد و همراهانش منهزم گرديدند . و « باذ » بر بسيارى از ديلميان دست يافت . و كشت و اسير كرد سپس اسراء را هم با صبر و حوصله بكشت . دربارهء اين واقعه ابو الحسن بشنوى گفته است :
« بباجلايا جلونا عنه غمته * و نحن فى الروع جلاؤون للكرب »
( گويد در باجلايا از كابوس و شدت آن . در حالى كه در ترس بوديم از آنجا گذشتيم و بلاى آن پشت سر نهاديم ) مقصود گوينده « باذ » امت كه به كابوس و بلا از او ياد كرده است بخواست خداى بزرگ سبب اين امر را در بيان وقايع سال چهار صد و سى و دو ياد خواهيم كرد . همين كه « باذ » ديلميان و سعد را هزيمت داد و بر آنها چنان كه ذكرش رفت ،