تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
چه كرد . سعد بر او پيشى جسته وارد موصل شد . و « باذ » هم در اثر او بدان صوب روى نهاد . در موصل عامهء مردم به علت سوء رفتار و سلوك ديلميان با آنها بر سعد به شوريدند . سعد جانش را از شورشيان نجات داد و از موصل بيرون رفت و « باذ » وارد آنجا شد . و بر موصل استيلا يافت . و قوى شوكت شد و در اين انديشه فرو رفت كه بر بغداد مسلط گردد و ديلميان را از آنجا براند و از مرز تند روان بيرون شد و در شمار كسان ناآرام قرار گرفت . صمصام الدوله از او بيمناك شد و امر او را مهم شمرده و او را از كارهاى ديگر بازداشته و لشكريان گرد آورد كه بسوى او گسيل دارد كه سال بپايان رسيد . بعضى از دوستان ما از كردهاى حميديه كه اخبار باذ مورد اعتناى آنان بود . براى من نقل كردند كه كينهء او ابو شجاع و نامش « باذ » بود و ابا عبد اللّه كه همو حسين بن دوستك بود . برادر « باذ » بود . باذ در آغاز چوپان بود و گوسفندان ميچراند ، و مرد بخشنده و كريمى بود . و گوسفندى كه خود داشت ذبح ميكرد و بمردم ميخوراند و نامش به بخشش و دهش برملا گرديد . مردم گرد او جمع آمدند . و بنا را به راهزنى گذاشت و آنچه از اين كار دست آورد داشت ميان سايرين پخش ميكرد . جمع او فزونى يافت . و بنا را به غزو ( جهاد با كفار ) گذاشت . سپس به ارمنستان وارد شد . و شهر « ارجيش » بگرفت و آن نخستين شهرى بود كه متصرف شد و بسبب آن پيروزى نيرو گرفت و از آنجا روى به ديار بكر نهاد و شهر « آمد » را گرفت سپس شهر « ميثافارقين » را متصرف گرديد و ساير شهرهاى ديار بكر و بموصل رفت و چنان كه ياد كرديم آنجا را تصرف كرد .

بيان پاره‌اى از روىدادها

در اين سال العزيز باللّه خليفهء علوى بكجور تركى ، بندهء قرغويه كه يكى از غلامان سيف الدوله بن حمدان ميبود ، به حكومت دمشق گمارد بكجور پيش از آن حمص را داشت و از آنجا به دمشق رفت و بمردم آن ستم كرد . و آنها را مورد فشار قرار داد و بدرفتارى نسبت به آنها پيشه كرد . در بيان وقايع سال سيصد و هفتاد و دو به تفصيل از آن
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 156 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت