تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤

بيان درگذشت يوسف بلكين و حكومت فرزندش منصور

در اين سال ، هفت روز از ذى حجه باقيمانده ، يوسف بلكين بن ريرى فرمانرواى افريقيه در « وارقلين » درگذشت . علتش عزيمت او بسوى « خزرون » زناتى بود كه وارد سجلماسه شده و نماينده يوسف بلكين را از آنجا بيرون كرده بود و هر چه از مال و سلاح در آنجا بود ، غارت نموده و بر « فاس » زيرى ابن عطيهء زناتى چيره شده بود . يوسف بدان صوب رهسپار گرديد در راه مبتلا به بيمارى قولنج شد ، و آورده‌اند كه در دستش حفره‌اى پديد آمد . و درگذشت . و به فرمانروائى منصور وصيت كرد . در آن هنگام منصور در « اشير » بود ، و بمرگ پدر بماتم نشست . مردم قيروان و ساير بلاد هم به تسليت براى ماتم پدرش و هم تهنيت جلوس او بجاى پدر نزد او آمدند . و او نسبت بهمگان نيكى كرد و به آنان گفت : پدرم يوسف و نياى من زيرى . مردم به شمشير ميگرفتند و من به نيكى و احسان و از آن كسانى نيستم كه با دستخطى حاكم و با دستخط ديگرى عزل شود . مقصودش تفهيم اين معنى بود كه خليفه در مصر نميتواند با دستخطى او را عزل كند . سپس روانهء قيروان شد و در « رقاده » سكونت گرفت و عمال و امراء را بنواحى مأموريت‌شان روانه كرد و بگماشت و هديه‌اى بس گران براى العزيز باللّه بمصر فرستاد . و آورده‌اند كه ارزشش هزار هزار ( يك ميليون ) دينار ( پول طلا ) بود ، پس از آن به « اشير » بازگشت و براى وصول اموال ( ماليات ) در قيروان و « مهديه » و تمام افريقيه شخصى را گماشت كه او را عبد اللّه بن كاتب ميناميدند .

بيان امر باذكردى دائى بنى مروان و حكومتش بر موصل

در اين سال كار باذكردى نيرو گرفت . نامش ابو عبد اللّه الحسين بن دوستك بود . و از كردهاى حميديه بود . آغاز كارش ، از غزوات بسيار در مرزهاى ديار بكر