تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
امور خويش به او سپردند و سوگند ياد كردند و اطاعت او نمودند . او هم امور آنان را قبضه كرد و رفتارى نيك با آنان داشت ، و امور آنان را با حسن سياست اداره كرد و خويشتن را در حال و مال همچو فردى از آنان قرار داد . از املاك شخصى خويش آنقدر ذخيره ميكرد كه در هفتهء دو روز همهء آنان را بر خوان گستردهء خويش فرا ميخواند سپس او سپاهيان خويش گرد آورد و آنها را بسيج كرد و بعنوان مجاهد روى به هند نهاد . ميان او و هنديان جنگهائى روى داد كه توصيف آن نوزادان را پير كند . و بلاد آنها را كشف كرد و يورشها برد و غارتها كرد و طمع در آن ملك بست . هندوان از او بيمناك شدند . از بلاد هند باستيانها و دژها بگرفت و بسيارى از آنان را كه بشمارش نيايند به كشت . در بعضى از « غزوات » او . هنديان در گروهى بس انبوه گرد آمدند ، و روزها بدرازا بر سبكتكين و سپاهش گذشت و هندوان در قتال با آنها روش مماطله در پيش گرفته بودند ، توشهء مسلمان تمام شد ، و در امتيازى كه داشتند زبون شدند . و شكايت به سبكتكين بردند . به آنها گفت : من براى خود چيزى از سويق ( مخلوط گندم و جو ) به پشتوانه بهمراه دارم همان را عادلانه ميان خود قسمت ميكنيم تا خداوند بر ما منت گذارده گشايشى روى دهد . آنگاه بهر فردى يك قدح پر از سويق ميداد و از خود نيز همان اندازه بهره ميگرفت . و روز و شب به همان قسمت ميگذراندند و با اين وجود با كفار هم مىجنگيدند تا اينكه خداوند پيروزى نصيب آنها كرد و بر دشمن ظفر ياب شدند و گروه زيادى از آنها كشتند و اسير گرفتند .

بيان فرمانروائى سبكتكين بر قصدار و بست

كار سبكتكين و شأن و منزلت او بزرگى يافت و بالا گرفت و مردم به نيكى از او ياد ميكردند و صاحبان مطامع دلبستگى به يارى او پيدا كردند و صاحب « بست » كه نامش « طغان » بود و از امراى بزرگ بشمار ميرفت نزد او شد و از او يارى خواست . علت اين امر چنين بود كه اميرى بنام « بابى تور » عليه « طغان » به پا خاسته و شهر « بست » را تصرف كرده بود . و طغان را از آنجا ، پس از كارزارى سخت ، بيرون رانده بود . او روى به سبكتكين آورد از او طلب يارى كرد . و مالى هم مقرر داشت