تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
محاصره كرد . همين كه ابن عبد الجبار ، ملاحظه نمود به تنگنا گرفتار آمده است ، المؤيد را آشكار كرد و پيش انداخت به گمان اينكه المؤيد او و سليمان هر دو را خلع مينمايد . و امر بدست المؤيد ميفتد . در اين امر هم بنا باينكه گمان مردم بر اين بود كه المؤيد مرده است ، كسى با او موافقت نكرد ، همين كه ابن عبد الجبار بيچارگى خود را دريافت ، حيله‌اى به كار بست و پنهانى فرار كرد و مخفى شد ، سليمان به كاخ قرطبه فرود آمد و مردم بعنوان خلافت با او بيعت كردند . اين امر در شوال سال چهارصد رخ داد . سليمان چند روزى در قرطبه ماند . عده كشتگان در محل « بقنيح » حدود سى و پنجهزار بود . بربرها و روميها ( مقصود مسيحيان است ) بر قرطبه هجوم آوردند . و آنجا را بباد غارت گرفتند و گروه زيادى را باسارت به بند كشيدند .

بيان بازگشت ابن عبد الجبار و كشته شدن او و بازگشتن المؤيد

همين كه ابن عبد الجبار پنهانى فرار كرده مخفى شد ، پنهانى به « طليطله » عزيمت كرد در آنجا « واضح الفتى عامرى » با يارانش نزد او رفته ، و او را جمعى از نصارا را گرد آورد و باتفاق روى به قرطبه نهادند . سليمان براى مقابلهء با آنها به پيشوازشان رفت و نزديك به محلى بنام « عقبة البقر » با هم تلافى كردند و با سختى بمقاتله پرداخته ، و سليمان و همراهانش منهزم شدند . اين رويداد در نيمهء شوال سال چهارصد رخ داد . سليمان به « شاطبه » عزيمت كرد و ابن عبد الجبار وارد قرطبه شد و تجديد بيعت براى خود كرد و منصب حجابت با اختيار اينكه در امور تصرف داشته باشد به « واضح » واگذار كرد . گروهى از جوانان عامرى ، منجمله « عنبر » و « خيرون » و غيرهما جزء همراهان سليمان بودند . كس نزد ابن عبد الجبار فرستادند و از او طلب كردند كه طاعت آنان بپذيرد و آنان را در زمرهء مردانش قرار دهد . ابن عبد الجبار تقاضاى آنان را پذيرفت . اين گروه از جوانان نيت شان اين بود به كيد و فريب به ابن عبد الجبار دست يافته او را بكشند . همين كه وارد قرطبه شدند ، « واضح » را بسوى خويش جلب و متمايل