تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
نهاد تا به قلمرو سبكتكين رسيد . شيطان در كله « جيال » تخم گذارى كرده جوجه توليد كرده بود ، سبكتكين از آمدن او آگاه شد ، از غزنه با سپاه خود بيرون آمد و گروه زيادى از داوطلبان هم ملحق به سپاه او شدند ، و با سپاهيان هند روبرو گرديده و روزى چند با يك ديگر ، نبرد كردند ، آنگاه فريقين ، روبروى هم شكيبائى نمودند . نزديك به اردوگاه طرفين ، بر گردنهء « غورك » چشمهء آبى وجود داشت كه پليدى و كثافت نميپذيرفت و چنانچه ، چيز پليدى آب آن چشمه را آلوده ميكرد . آسمان چهره درهم ميكشيد . و باد ميوزيد و رعد و برق و رگبار پديد ميشد و ميباريد و هوا همچنان در هم و نامساعد ميبود تا آنكه آب چشمه از پليدى پاك گردد . سبكتكين امر كرد . در آن چشمه پليدى بريزند و ريختند ، ابرها آسمان را پوشاند و رعد و برق بيداد كرد . هنديان روز رستاخيز را گوئى به چشم ديدند ، زيرا كه چنان رويدادى تا آن زمان نديده بودند . صاعقه‌ها و رگبار بر اردوى آنها فرود آمد و سردى هوا شدت پيدا كرد . تا هلاك شدند . و مذهب از ديدگانشان پوشيده ماند و از شدت سختى كه به آنها رسيده بود تسليم شدند . پادشاه هند كس نزد سبكتكين روانه كرد و طلب صلح نمود . و رسولان بين آنها رفت و آمد داشتند و سبكتكين بعد از مخالفت پسرش محمود . تقاضاى پادشاه هند را براى صلح پذيرفت . به شرط اينكه مالى بپردازد و بلادى را تسليم نمايد و پنجاه فيل براى او بفرستد و گروهى از بستگانش گروگان نزد سبكتكين باشند تا آن بلاد تسليم كند و سبكتكين نمايندگان از جانب خود نزد او روانه كرد كه آن بلاد را تحويل بگيرد و مال و فيل چون فوريت داشت تسليم شد . همين كه جيال پادشاه هند از آن نقطه دور شد ، مسلمانانى كه سبكتكين بنمايندگى همراهش فرستاده بود آنها را بجاى بستگان خويش كه گروگان بودند دستگير كرد . همين كه سبكتكين آگاه از دستگيرى مسلمين شد . سپاه خويش گرد آورد و روى بدهند نهاد و هر چه از آبادى پيش روى آنها آمد خراب كردند و به قصد « لمغان » كه از حصين ترين قلاع هنديان بود كردند و آنجا را به زور فتح كردند
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 101 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت