تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
حلب رهسپار آن صوب گردد و آنجا را متصرف شود . ابى المعالى بحلب رفت و مدت چهار ماه آنجا را محاصره نمود سرانجام آن را به تصرف درآورد . شهر حلب به تصرف درآمد ولى دژ آن در دست بكجور باقيماند . رسولانى ميان ابى المعالى و بكجور رفت و آمد كردند . سرانجام بكجور حاضر شد تسليم شود با شرط اينكه به او و خانواده‌اش زينهار داده شود و دارائى او مصون بماند و فرماندارى حمص به او واگذار شود . و بكجور خواست كه اين امان‌نامه و پيمان با حضور وجوه « بنى كلاب » داده شود . ابى المعالى تقاضايش را اجابت كرد و امان نامه و پيمان آماده و به او داده شد . و دژ حلب تسليم ابى المعالى شد و بكجور از جانب ابو المعالى و فرماندار منصوب او به حمص رفت و همت خويش صرف عمران و حفظ راههاى آنجا كرد . و در نتيجه آبادانى رو به فزونى گذارد و خيرات افزايش يافت سپس ، بكجور ، چنان كه بيان خواهيم كرد ، بسال سيصد و هفتاد و شش بدمشق منتقل گرديد .

بيان آغاز دولت سبكتكين

در اين سال سبكتكين شهر « غزنه » و توابع آن را تصرف كرد . و اين آغاز كار او بود . سبكتكين از غلامان ابى اسحاق بن البتكين . فرمانده ارتش سامانيان در غزنه بود . و سبكتكين نزد او از پيشقدمان بود و مدار كارها بر او گردش داشت . و در ايام امير منصور بن نوح بهمراه ابى اسحاق به بخارا رفت و ارباب امور دولت سامانى در آنجا سبكتكين را به خردمندى و پاكى و رأى نيك و اراده نيرومند . باز شناختند . و با ابى اسحاق به غزنه بازگشت . پس از آن ديرى نپائيد كه ابو اسحاق بدرود زندگى گفت و پشت سر خود كسى از خانواده و خويشاوندانش بجاى نگذاشت كه صلاحيت تقدم و پيشوائى داشته باشد . سپاهيانش گرد هم آمدند تا امعان نظر كنند كه چه كسى زمام امر آنها بدست بگيرد و متحد القول باشند ، در بادى امر اختلاف پيدا كردند . سپس برگزين ساختن سبكتكين اتفاق نمودند چون او را به خردمندى و دين دارى و جوانمردى و نيك انديشى دريافته بودند او را بر خود مقدم داشتند . و
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 98 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت