تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
فرزندش را بجاى وى برگزيدند كه نامش لشگرستان بود . راى آنها بر اين قرار گرفت كه از دره « تنين » بگذرند و آن بكوه جودى ( ارارات ) نزديك بود كه از آنجا لشگر خود را جمع كنند و راه طارم را گيرند كه بلاد ارمنى ( قاتل لشكرى ) آنجاست تا از او انتقام بكشند ( در تجارب الامم اطوم زيرا طارم در حدود گيلان است ) . طارم ( مقصود شخص سالار ارمنى ) آگاه شد . مردان كارزار را در دره‌ها قرار داد كه لشگر لشكرستان را سنگ سار كنند و تنگناىها را به روى آنان بندند و مانع پيشرفت آنها شوند . بيشتر آن لشگر كشته شدند و آنانى كه سالم ماندند كمتر بودند و خود لشكرستان هم سالم ماند . با عدهء خود را سوى ناصر الدوله كشيد و به او پناه برد . ناصر الدوله بن حمدان امير موصل بود . بعضى از آنها نزد او اقامت كردند و بعضى راه بغداد را گرفتند . اما كسانى كه نزد ناصر الدوله ماندند آنها را با پسر عم خود ابو عبد اللّه حسين بن سعيد بن حمدان به آنچه از آذربايجان در حكومت او بود روانه نمود تا از پيشرفت ديسيم ( كردى ) جلوگيرى كند زيرا او قصد تصرف آن قسمت از حكومت ناصر الدوله را داشت و سوى آن لشكر كشيده بود . ابو عبد اللّه مذكور هم از طرف پسر عم خود حاكم آن قسمت بود از آذربايجان بود كه تحت حكومت ناصر الدوله درآمده ولى ديسيم رسيد و با او جنگيد و ابو عبد اللّه تاب پايدارى نياورد و ديسيم آن قسمت از آذربايجان را گرفت .

بيان اختلال كار قرمطيان

در آن سال كار قرمطيان آشفته شد و يك ديگر را كشتند . سبب اين بود كه ميان آنها مردى بنام « ابن سنبر » بود كه از ياران مخصوص ابو سعيد بشمار مىرفت و بر راز او آگاه بود . دشمنى از قرمطيان بنام ( ابو حفص شريك ) داشت . ابن سنبر مردى اصفهانى برگزيد و به او گفت : اگر من ترا امير كنم بايد خصم من ابو حفص را بكشى و تو امير قرمطيان خواهى شد . آن مرد اصفهانى قبول كرد و با او عهد بست
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 74 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت