تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
بيرون آمدند و با لشكرى سخت نبرد كردند او ميان دو عدو افتاد و با بدترين وضعى گريخت . بسيارى از اتباع او كشته شدند . ناگزير بموقان پناه برد و سپهبد آن سامان او را گرامى داشت سپهبد « ابن دوله » ناميده مىشد در مهمان‌نوازى افراط كرد . باز لشكرى سپاهى گرد آورد و سوى ديسيم روانه شد . ابن دوله هم او را يارى كرد . ديسيم تاب مقاومت نياورد و گريخت و از رود ارس هم گذشت عده از سپاهيان لشكرى او را دنبال كردند و از رود هم گذشتند . باز ديسيم منهزم شد و قصد كرد كه بوشمگير پناه ببرد كه او در شهر رى بود او را از افزايش قدرت لشكرى و امكان او تمرد تخويف نمايد و تعهد كرد ساليانه مبلغى بپردازد و از وشمگير خواست كه با او سپاه بفرستد سپاهيان لشكرى هم با وشمگير مكاتبه كرده اطلاع دادند هر گاه سپاه وشمگير برسد لشكرى را ترك كنند و بسپاه وشمگير ملحق شوند . لشكرى نامه‌هاى لشگر خود را كه بوشمگير نوشته شده بدست آورد ولى مكتوم كرد . چون سپاه وشمگير رسيد لشگرى اتباع خود را جمع و نامه‌هاى آنها را ابراز كرد و گفت من با وضع شما قادر بر جنگ نخواهم بود ولى بهتر اين است كه همه با هم سوى « زوزان » برويم و در عرض راه ارمنيان را غارت كنيم و بموصل برويم و آن شهر را بگيريم و در آنجا و جاهاى ديگر مسلط شويم . آنها قبول كردند و لشكرى بارمنستان لشكر كشيد . مردم غافل و آرام بودند . ارمنيان را غارت كرد و اسير گرفت و رفت تا به محل « زوزان » رسيد در يك استان ارمنىنشين رسيد سالار ارمنى به او مال داد به شرط اينكه از غارت متصرف گردد و بكشور او داخل نشود . پس از توافق سالار ارمنى در يك دره كمين گذاشت و ببعضى از ارمنيان دستور داد كه چيزى از لشگر لشكرى بربايند و به آن دره بروند تا او بدنبال آنها برود و كمين كار خود را بكند . ارمنيان چيزى از آن لشكر بيغما ربودند و بدره پناه بردند لشگرى شخصا با پنج سپاهى سوار شد و آنها را دنبال كرد و چون بدره رسيد كمين بر او حمله كرد و او را كشت همچنين همراهان او همه كشته شدند . لشگر او بدنبال وى شتاب كردند او را كشته ديدند