تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧

بيان جنگ ميان بجكم و بريدى و انعقاد صلح

چون بجكم در واسط اقامت گزيد عظمتى يافت و ابن رائق از او بيمناك شد زيرا گمان برد كه بجكم با اقدام خود قصد تسلط بر عراق دارد . ابن رائق با ابو عبد اللّه بريدى مكاتبه كرد و صلح را پيشنهاد نمود كه اگر بجكم از واسط بگريزد ابو عبد اللّه بريدى واسط را تصرف كند . واسط را هم با سالى شش هزار دينار به او واگذار كرد به شرط اينكه ابو عبد اللّه بريدى براى جنگ بجكم لشكرى بفرستد . بجكم آگاه شد و ترسيد و با ياران خود مشورت نمود آنها گفتند اول با ابو عبد اللّه بريد جنگ را آغاز كند و بدربار خلافت اطلاع ندهد و بابن رائق ننويسد مگر پس از فراغ از جنگ بريدى . بجكم لشكر خود را تجهيز و سوى بصره بسيج نمود كه با بريدى نبرد كند . ابو عبد اللّه بريدى لشكرى كه عدهء آن ده هزار سپاهى بود براى مقابله بجكم فرستاد فرمانده آنها ابو جعفر حمال ( جمال ) بود . تا روبرو شدند لشكر بريدى شكست خورد و گريخت . بجكم هم آنها را دنبال نكرد بلكه گذشت كرد بريدىها ( ابو عبد اللّه و برادرانش ) در « مطارا » منتظر نتيجه جنگ بودند چون لشكر آنها منهزم شد ترسيدند و دچار ضعف نفس شدند ولى چون ديد لشكر بسلامت بازگشته و حتى يك تن از آن كشته يا غرق نشده دلخوش گرديد . بجكم قصدى نداشت جز اينكه بريدىها را خوار و از پيوستن بابن رائق منع كند . بجكم بدربار خلافت و تسلط بر آن علاقه مند بود . روز بعد از واقعه بريدى را پيغام داد كه تو بجنگ و ستيز ابتدا كردى و متعرض من شدى و من پوزش ميخواهم و از تو و ياران تو عفو كردم كه آنها را دنبال نكردم و نكشتم و اگر آنها را دنبال مىكردم بيشتر آنها كشته و غرق ميشدند و من آماده هستم كه با تو صلح كنم و واسط را هم به تو واگذار نمايم و پيوند دامادى و خويشى هم