تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
گوشزد نمود . علت فرار او اين بود كه ابن بويه از او خواست كه سپاهيان او را از بصره بخواند كه آنها را نزد ركن الدوله برادرش باصفهان روانه كند تا در جنگ با وشمگير شركت نمايند . بريدى چهار هزار سپاهى از آنها احضار كرد . بمعز الدوله گفت : اگر اينها در اينجا اقامت كنند ميان آنها و ديلميان اختلاف و ستيز رخ خواهد داد بهتر اين است كه بشوشتر بروند و از آنجا راه اصفهان را گيرند او ( معز الدوله ) اجازه داد بعد از آن از او خواست كه سپاهيان مقيم « حصن مهدى » را احضار كند تا از راه رود آنها را بواسط روانه كند . بريدى ترسيد كه معز الدوله عملى را كه خود بريدى نسبت بياقوت انجام داده به كار برد بدين سبب ترسيد . ديلميان هم او را اهانت و تحقير مىكردند و به او اعتنا نمىنمودند بدين سبب گريز را بر اقامت ترجيح داد بلشكر خود كه در شوش بودند فرمان داد كه راه بصره را گيرند و بازگردند آنها هم رفتند . بمعز الدوله هم نوشت كه اهواز را به او واگذار كند تا بتواند باج و خراج را بستاند زيرا او ماليات اهواز و بصره را براى عماد الدوله تعهد كرده بود كه ساليانه هيجده هزار هزار درهم بابن بويه بدهد . معز الدوله هم اهواز را تهى كرد مبادا برادرش عماد الدوله بگويد تو باعث شدى كه ماليات اهواز وصول نشود . در « عسكر مكرم » لشكر زد و بريدى در محل « بنا آباد » اقامت كرد و نماينده باهواز فرستاد بمعز الدوله نوشت كه من ترسيده بودم و از او خواست كه از « عسكر مكرم » بشوش نقل مكان كند تا از او دور شود و او ايمن گردد . ابو جعفر صيمرى و ديگران بمعز الدوله گفتند او ميخواهد نسبت به تو مانند ياقوت ( كه به او خيانت كرد و كشت ) رفتار و اتباع ترا پراكنده كند و بعد ترا اسير نمايد و نزد بجكم ببرد تا پيش او مقرب و گرامى شود همچنين نزد ابن رائق آنگاه برادرت را بنده و خوار كند . معز الدوله از انتقال خوددارى كرد . بجكم بر آن اوضاع آگاه شد عدهء فرستاد كه بر شوش مسلط شوند همچنين « جنديشاپور » اهواز هم در دست بريدى ماند . از بلاد اهواز جز « عسكر مكرم » جائى در دست معز الدوله