نماند . كار او زار شد و بعضى از سپاهيان او تصميم گرفتند كه باز گردند ولى اسپهدوست ( اسپهبد ) و موسى قيازه ( در تجارب الامم فياده آمده است و بايد همين صحيح باشد كه پياده است . فرمانده پياده ) مانع شدند و وعده دادند كه مواجب و جيره آنها به زودى خواهد رسيد و آنها تا يك ماه بايد بمانند . معز الدوله هم ببرادرش عماد الدوله نوشت و احوال و اوضاع را شرح داد . عماد الدوله هم براى او لشگرى فرستاد و او نيرومند شد و اهواز را گرفت بريدى هم گريخت و به شهر بصره پناه برد و در آنجا مستقر گرديد و ابن بويه اهواز را گشود .
بجكم هم در واسط ماند و در تصرف و فتح بغداد طمع نمود كه جاى ابن رائق را گيرد ولى بابن رائق چيزى نگفت و تصميم خود را مكتوم نمود .
ابن رائق على بن خلف ابن طباب را به يارى بجكم فرستاد كه هر دو اهواز را بازستانند و ابن بويه را برانند و اگر چنين كنند امارت آن سامان مختص بجكم خواهد بود بود ولى باج و خراج بعلى بن خلف واگذار مىشود . چون على مذكور بواسط رسيد بجكم او را وزير خود نمود هر دو اقامت كردند و بجكم ماليات واسط را دريافت نمود . ابو الفتح وزير كارهاى بغداد را دگرگون ديد ابن رائق را به تصرف مصر و شام تشويق و تطميع كرد و با او خويشى و مصاهرت نمود ( زن داد يا گرفت ) .
ميان ابن رائق و ابن طغج هم پيمانى بست و خويشى و مصاهرت ( دامادى و نسبت سببى ) ايجاد كرد . بابن رائق گفت : من ماليات مصر و شام را براى تو استيفا خواهم كرد اگر مرا به آن ديار روانه كنى او ( ابن رائق ) دستور داد كه برود و ابو الفتح در ماه ربيع الاخر روانه شد
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 66
مساهمون: ابن الأثير
ص٦٦