بريدى بشوشتر نماينده فرستاد كه اموال ياقوت را ضبط و حمل نمود كنيزان او را هم برد . مال ياقوت بالغ بر دوازده هزار دينار شده و چيز ديگرى كه به او تعلق داشته بدست نيامد . مظفر فرزند ياقوت را هم بزندان افكند و مدتى در آنجا ماند تا او را آزاد و ببغداد فرستاد .
بريدى پس از قتل ياقوت تمرد كرد و با غرور و تكبر زيست ما اين واقعه را بتفصيل نقل كرديم زيرا داراى عبرت است و بايد از مانند حوادث آن احتياط كرد كه و از وقايع آن تجربه بدست آورد كه بسيارى مانند آن رخ مىدهد :
بيان عزل ابو جعفر و وزارت سليمان بن حسن
چون ابو جعفر كرخى مقام وزارت احراز نمود . بسبب نداشتن مال و نرسيدن خراج درماند و بر عجز او افزوده شد و سخت دچار تنگدستى و عبرت گرديد . روز بروز هم بر عسرت و بيچارگى او افزوده مىشد . صرافان و سوداگران هم به آنچه در دست داشت طمع كردند و ابن رائق كه در واسط بود خواربار و مال را از بغداد بريد و منع كرد بصره را هم بر بغداد بست . بريدى هم مال و خراج اهواز را قطع و منع كرد . ابن بويه هم فارس را تملك كرده بود . ابو جعفر سرگردان و حيران شد . مطالبات از هر طرف بر او متراكم گرديد هيبت و وقار او در انتظار كم شد ناگزير پس از سه ماه و نيم وزارت مقام را ترك كرد و مخفى شد . چون او پنهان شد راضى ابو القاسم سليمان بن حسن را بوزارت برگزيد او هم مانند ابو جعفر دچار حال بد و مال كم گرديد
.