شده و احتياج بمال دارم . حبشى هم دويست هزار درهم براى او فرستاد و يقين كرد كه بصره به او واگذار خواهد شد . وزير بسپاه اهواز نوشت كه « ابله » را قصد كند و فلان روز آماده باشد . خود هم از واسط سوى بصره روانه شد . هنگامى به آن شهر رسيد كه سپاه اهواز بر حسب وعده به آن ديار رسيده بود .
حبشى نتوانست كار خود را سامان بدهد و با اصلاح امور بپردازد يا آماده جنگ گردد به او احاطه كردند و او را گرفتند و در زندان رامهرمز افكندند .
عم او ركن الدوله كسانى را فرستاد و او را آزاد كرد او هم در سنه سيصد و پنجاه و نه نزد عضد الدوله رفت و عضد الدوله به او املاك و مقاطعاتى واگذار كرد و تا زنده بود نزد او زيست كه در پايان سنه سيصد و پنجاه و نه درگذشت .
وزير هم اموال او را در بصره ربود و مال عظيمى بدست آورد . از جمله چيزهائى كه برد پانزده هزار مجلد كتاب بود غير از كتبى كه شيرازه شده و بدون جلد بوده .
بيان بيعت محمد بن مستكفى ( بخلافت )
در آن سال در بغداد شايع شد كه مردم با يكى از اهل بيت ( خاندان پيغمبر ) بيعت كردهاند و اين شايعات ميان عوام و خواص ( و تمام طبقات ) منتشر گرديد .
و نيز گفته شد كه او از خاندان رسول نيست بلكه او دجال است كه پيغمبر وعده ظهور او را داده بود . او امر بمعروف و نهى از منكر مىكرد و هر چه از دين اهمال شده و بدان عمل نمىشد زنده ميداشت و به كار مىبرد . هر كه سنى بود به او گفته مىشد كه علوى مىباشد مبلغين و داعيان فزون گشتند و براى بيعت خلافت او آماده شدند .
گفته شد . كه او در مصر است و كافور اخشيدى او را گرامى داشته و در حق او نيكى كرده بود .