بجاى انتقام به كار رود .
وشمگير چون لشكرهاى خراسان را به يارى خود پذيرفت و خود لشكر كشيد بركن الدوله نامه نوشت و او را تهديد كرد و دشنام داد و خاطر نشان نمود كه اگر من بر تو پيروز شوم چنين خواهم كرد و چنان و عبارات بسيار زشت به كار برد .
منشى ركن الدوله از خواندن آن نامه كه بسيار بد بود خوددارى نمود .
ركن الدوله گفت : بخوان و در قبال آن چنين بنويس . آيا تجهيز سپاه و لشكر - كشى و استعداد تو براى جنگ من گمان نمىبرم هيچ گاه به اندازه اين هنگام نزد من حقير و ناچيز نبوده . بسيار آسان خواهد بود و اما تهديد و دشنام تو بدان كه اگر من بر تو غالب شوم به خدا سوگند نسبت به تو ضد تصميم و نيت تو عمل خواهم كرد و نيكى بسيار خواهم نمود و ترا گرامى خواهم داشت و تا بتوانم خواهم نواخت .
ولى وشمگير دچار سوء نيت خود شد و ركن الدوله بسبب حسن نيت اقتدار خود را ادامه داد .
در طبرستان مردى بنام نوح بن نصر ( غير از سامانى ) با ركن الدوله سخت دشمن و بدخواه بود كه هميشه عدهء تجهيز و به اطراف مملكت ركن الدوله حمله مىكرد و سخت مزاحم بود اتفاقا در آن هنگام درگذشت و ركن الدوله از شر او هم آسوده شد . در همدان مردى بنام احمد بن هارون همدانى بود چون شنيد لشكرهاى خراسان بكشور ركن الدوله هجوم برده تمرد و عصيان نمود و چون شنيد وشمگير زندگى را بدرود گفته فورا مرد و خداوند ركن الدوله را از شر او هم آسوده نمود
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 291
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٩١