برساند زيرا سخت بر حذر و محتاط بود و تركان هم با او متفق و مطيع بودند . ديلميان هم از شهر ( بغداد ) بصحرا رفتند و برگشتن سالاران خود را مطالبه نمودند او هم ناگزير شد كه آنها را برگرداند زيرا از تركان و سبكتكين بيمناك شده بود .
تركها هم مانند ديلميان خارج شدند و تظاهر نمودند .
خبر مرگ معز الدوله هم بمنشى او ابو الفرج محمد بن عباس كه فاتح و والى عمان شده بود رسيد او هم عمان را بنمايندگان عضد الدوله واگذار كرد و خود راه بغداد را گرفت . سبب واگذارى عمان بعضد الدوله اين بود كه بعد از مرگ معز الدوله ابو الفضل منشى ( بمنزلهء وزير ) در كارها مستقل شده بود و ابو الفرج ترسيد كه او مستبد شود و كار را بدست گيرد بدين سبب عمان را بعمال عضد الدوله واگذار كرد مبادا به او دستور داده شود كه در عمان بماند و والى آنجا باشد راه بغداد را گرفت و چون رسيد ديد ابو الفضل وزير شده ( و او محروم گرديد ) .
بيان جنبيدن لشكرهاى خراسان و مرگ وشمگير
در آن سال منصور بن نوح لشكرهاى خراسان و ما وراء النهر را تجهيز و سوى ملك رى روانه نمود .
سبب اين بود كه ابو على بن الياس از كرمان بعنوان پناهندگى به شهر بخارا رفت كه بخواست خداوند متعال در آينده بشرح آن خواهيم پرداخت . چون بر امير وارد شد او را گرامى داشت و بزرگ و محترم نمود او هم امير را بگرفتن ملك از بنى بويه تطميع كرد و گفت : امراء او كه به قصد رى مىرفتند صميمى نبودند و از ديلميان رشوه دريافت مىكردند و بدون حصول مرام باز مىگشتند سخن او با گفتههاى وشمگير كه مدعى خيانت امراء بود موافقت كرد .
امير منصور با وشمگير و حسن بن فيرزان مكاتبه و آنها را بر قصد خود آگاه كرد كه سوى رى لشكر خواهد كشيد به آنها هم دستور داد كه هر دو آماده لشكر كشى