بيان قتل تركان پس از قتل مرداويج
چون تركان او را كشتند و گريختند به دو دسته تقسيم شدند يك دسته نزد عماد الدوله رفتند كه فرمانده آنها « خجخج » بود كه توزون او را ( بعد شرح آن خواهد آمد ) كور كرد . يك دسته ديگر بجبل ( كوهستان - كه لرستان و كردستان باشد ) - رفتند كه فرمانده آنها بجكم بود و آنها بيشتر از همه بودند ( بجكم تاريخ مهم دارد كه بعد خواهد آمد ) . آنها باج و خراج دينور و جاهاى ديگر را گرفتند و سوى نهروان رفتند . بخليفه راضى خبر ورود خود را دادند و از او اجازه خواستند كه وارد بغداد شوند و او به آنها اجازه داد و آنها داخل شدند سپاهيان حجريه گمان بردند كه اين يك نحو حيله و خدعه است درخواست كردند كه تركان بنهروان باز گردند .
ابن مقله هم دستور داد كه آنها در نهروان اقامت كنند و بآنها مال داد ولى آنها خشمناك شدند و از آن رفتار خشنود نبودند . ابن رائق بآنها نامه نوشت و آنها را نزد خود خواند . او در آن زمان والى واسط و بصره بود كه آنها هم سوى او شتاب كردند . ابن رائق بجكم را فرمانده آنها كرد و به او دستور داد كه با ساير تركان ( پراكنده ) مكاتبه كند و آنها را نزد ابن رائق بخواند همچنين ديلميان اتباع مرداويج را او هم براى آنها نامه نوشت و بسيارى از آنها بابن رائق ملحق شدند و او نسبت به آنها نيكى كرد و خلعت داد و نيز به خود بجكم يك خلعت مخصوص داد و به او اجازه داد كه در احكام خود چنين امضا كند : « بجكم رائقى » كه بعد از اين شرح حال اين دو را خواهيم نوشت
.