تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠

بيان احوال بريدى

در آن سال كار عبد اللّه بريدى بالا گرفت و داراى شان عظيم و توانائى شد . سبب اين بود كه او كارهاى اهواز را بر عهده گرفته و ماليات را تعهد و ضمانت كرده بود . چون سپاه مرداويج بر اهواز غلبه يافت و ياقوت گريخت چنان كه نوشته بوديم . بريدى سوى بصره رفت و در كارهاى قسمت عقب مانده اهواز تصرف و مداخله مىكرد ( كه هنوز بدست ديلميان نيفتاده بود ) اين كارها را بموجب فرمان و دستور ياقوت انجام مىداد . خود هم نزد ياقوت در واسط رفت و در آنجا اقامت نمود . چون دو فرزند ياقوت گرفتار شدند . ابن مقله بعبد اللّه بريدى نامه نوشت كه ياقوت را متقاعد كند و بگويد سپاهيان حبس و عزل دو فرزندش را خواسته بودند و آنها را فقط براى آرام كردن سپاهيان حبس كرده و قريبا نزد پدرشان ( ياقوت ) خواهند رفت . بعقيده او ( وزير ابن مقله ) صلاح در اين است كه ياقوت براى فتح فارس لشكر بكشد و از واسط و طريق شوش برود . ياقوت از واسط رفت و بريدى هم با كشتى از دجله رهسپار اهواز گرديد . شوش هم در دست دو برادرش ابو الحسن و ابو يوسف بود كه خراج آن را ضمانت و بر عهده گرفته بودند . همچنين جندىشاپور ( گندىشاپور در دست آنها بود ) هر دو ادعا كردند كه عايدات خراج تا سنه سيصد و بيست و دو را لشكر مرداويج ربوده بود و عايدات سنه بيست و سه هم چيزى نيست كه بدست آيد زيرا عمال و مأمورين مرداويج بمردم ستم كردند و مردم قادر بر كشت و زرع يا كار نيستند و عايدى بدست نمىآيد ولى در حقيقت عكس و ضد آن بود ( خود برادران بريدى خراج را ربوده بودند ) . اين خبر بوزير ابن مقله رسيد مفتشى بنيابت خود فرستاد كه دو برادر بريدى با او تبانى كردند ( رشوه دادند ) و او صدق ( گفتار ) آنها را بوزير نوشت . آنها ( دو برادر ) مال عظيمى بدست آوردند و بسيار