اما اتباع او كه در اهواز و اطراف آن بودند چون خبر قتل او را شنيدند آن را مكتوم نمود و خود راه رى را گرفتند و گردن بطاعت وشمگير نهادند . چون مرداويج كشته شد ركن الدوله بويه چنان كه نوشته بوديم نزد او گروگان بود بمحافظين و نگهبانان مال داد و خود را آزاد كرد و بصحرا رفت كه بندهاى آهنين و قيد و زنجير را از تن و دست و پا بشكند و بگشايد ناگاه تعدادى استر حامل كاه و عليق ديد كه ياران و غلامان او همراه باركشان بودند چون او را با غل و زنجير ديدند بندها را شكستند و گشودند و او را سوار كردند و خود نيز سوار شدند و تاختند و او را نزد برادرش عماد الدوله بفارس بردند
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 26
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٦