كشتىها به محل « مريه » رسيد و در بندر داخل شد و كشتى از بندر اسكندريه بازگشته و حامل كالا و زنان آوازه خوان براى عبد الرحمن بود . سپاهيان آنها پياده شدند ولى سپاهيان معز بر آنها غلبه يافتند و آنها بكشتىهاى خود سوار شدند و باندلس بازگشتند و عده بسيارى از آنها كشته شدند .
سنه سيصد و چهل و پنج
بيان تمرد روزبهان بر معز الدوله
در آن سال روزبهان بن ونداوخورشيد بر معز الدوله تمرد و قيام كرد .
برادرش « بلكا » هم در شيراز قيام كرد و برادر ديگرش اسفار در اهواز تمرد و خروج نمود .
روزبهان كه مشغول جنگ عمران در بطيحه بود بواسط رفت و از آنجا ببرادر خود در اهواز پيوست . وزير مهلبى هم در آنجا بود خواست با روزبهان جنگ كند كه اتباع او از روزبهان امان گرفتند و به او پيوستند . خبر عصيان روزبهان بمعز الدوله رسيد و او باور نكرد زيرا بروزبهان بسيار احسان كرده بود . او را از پستى بلند كرد و پس از گمنامى مشهور و نامدار نمود .
معز الدوله براى سركوبى او آماده شد و سپاهى تجهيز كرد ديلميان همه بروزبهان تمايل كردند و با معز الدوله مخالفت و ستيز كردند و دچار اختلاف شدند و پياپى نزد روزبهان رفتند و به او ملحق شدند . معز الدوله هم در پنجم ماه شعبان براى جنگ روزبهان رفت . خليفه مطيع للّه هم به او ملحق شد زيرا ناصر الدوله چون ديد كه سپاهيان بغداد را تهى كردهاند سپاهى از موصل بفرماندهى فرزند خود ابو مرجا ؟ براى گرفتن بغداد روانه كرد و خليفه ناگزير بمعز الدوله ملحق شد