تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
در آن شهر مستقر نمود همچنين حرم و خانواده او . اموال ركن الدوله را هم باز گرفت و حفظ كرد . ركن الدوله هم با بكر بن مالك سالار لشكرهاى خراسان مكاتبه و صلح كرد كه شهر رى و توابع و تمام بلاد جبل ( لرستان و كردستان ) تحت اختيار ركن الدوله ببرادر خود هم نوشت كه براى بكر بن مالك خلعت و پرچم امارت ( از خليفه بگيرد ) و بفرستد او هم فرستاد .

بيان حوادث

در آن سال مرض و با در شهر رى شايع شد و عده بىشمارى مردند و ابو على بن محتاج كه امير لشكرهاى خراسان بود به همان مرض درگذشت . فرزندش هم با او مرد . نعش او را بصغانيان بردند و سالارانى كه با او بودند بخراسان بازگشتند . در آن سال كردان بيك قافله حجاج در اطراف ساوه حمله كردند و اموال آنها را ربودند . در آن سال مردى در ناحيه « دينوند » ادعاى پيغمبرى كرد كه كشته شد . در آذربايجان مردى ظهور كرد كه گوشت و مواد حيوانى را تحريم نمود ادعاى علم غيب هم كرد . مردى او را به طعام دعوت كرد و آش كشك پيه دار به او داد و او هم ندانسته خورد پس از آن به او گفت مگر تو حيوانى را حرام و علم غيب را ادعا نكرده بودى ؟ گفت : آرى . گفت : اين آش كشك داراى پيه بود اگر تو علم غيب داشتى مىدانستى . بدين سبب مردم از او روى برگردانيدند . در آن سال عبد الرحمن اموى امير اندلس يك كشتى بزرگ كه مانند آن تا آن زمان ساخته نشده بود ساخت و در آن كالا حمل و بمشرق روانه كرد در دريا با كشتى معز تصادف كرد . كشتى معز را گرفتند و كالاى آن را ربودند و نامه‌هائى كه براى معز نوشته شده بدست آوردند آن كشتى از صقليه نزد معز مىرفت چون معز آگاه شد كشتىهاى جنگى را بفرماندهى حسن بن على امير صقليه باندلس ( اسپانيا ) فرستاد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 231 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت