تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
او در سنه دويست و چهل و هفت متولد شده بود . حديث بسيار مىگفت . ( يعنى مورد اعتماد نبود و هر چه مىشنيد نقل يا خود جعل مىكرد ) .

سنه سيصد و چهل و دو

بيان فرار ديسيم از آذربايجان

در آن سال ديسيم بن ابراهيم ابو سالم از آذربايجان گريخت . پيش از اين نوشته بوديم كه او بر آذربايجان استيلا يافته بود . علت گريختن او اين بود كه ركن الدوله يكى از سالاران را كه نامش على بن ميسكى بود ( در تجارب الامم ميشكى ) دستگير كرد و بازداشت او از محبس گريخت و بكوه پناه برد و پس از آن گروهى گرد خود جمع كرد و نزد وهسوذان برادر مرزبان رفت هر دو با هم متفق شدند كه با ديسيم جنگ كنند . در آن هنگام مرزبان بر قلعه سميرم مسلط شد كه شرح آن خواهد آمد از آنجا نامه‌هاى او ببرادرش ( وهسوذان ) رسيد همچنين على بن ميشكى با ديلميان هم مكاتبه كرد و آنها را به خود متمايل و جلب نمود ديسيم هم از رهائى و نجات مرزبان آگاه نبود و گمان مىبرد فقط وهسوذان و على بن ميشكى با او نبرد مىكنند . ديسيم وزيرى بنام ابو عبد اللّه داشت بمال او طمع كرد و او را بزندان سپرد و دارائى او را ربود و بجاى او شخص ديگر برگزيد كه منشى نعيمى بود ولى نعيمى كوشيد كه آنچه ديسيم بخواهد بدهد به شرط اينكه وزير او را به خود او بسپارد كه او بتواند دارائى وى را بگيرد و در قبال آن دارائى مبلغى را براى ديسيم تعهد و ضمانت كرد . پس از آن ديسيم باردبيل رفت و وزير خود را نزد نعيمى گذاشت كه مال او را بگيرد و بتعهد خود وفا كند چون ديسيم رفت نعيمى وزير را كشت و مال او