كه بزرگترين شاعر عرب زبان محسوب مىشد و بايران و ايرانى بودن خود تفاخر و مباهات مىكرد ) .
بيان وفات منصور علوى و خلافت فرزندش معز
در آن سال منصور باللّه ابو الطاهر اسماعيل بن قائم ابو القاسم محمد بن عبيد اللّه مهدى در آخر ماه شوال وفات يافت .
مدت خلافت او هفت سال و شانزده روز و سن او سى و نه سال بود . او خطيب بليغ توانا بود كه فى البديهه خطبه را بمقتضاى حال ايجاد مىكرد . وقايع او با ابو يزيد خارجى دليل دليرى و خردمندى او بود . علت وفات او اين بود كه : به محل « سقاتس » و تونس سفر كرد و از آنجا به محل « قابس » رفت .
اهالى جزيره « جربه » را بطاعت و متابعت خود دعوت نمود و آنها قبول كردند و متابعت او را گردن نهادند او از آنها عده از رجال ( گروگان ) گرفت و بازگشت . مدت مسافرت او يك ماه بود .
در آن زمان فرزند خود معد را وليعهد نمود و چون ماه رمضان رسيد به شهر « جلولاء » ( غير از جلولاء سر حد عراق ) سفر كرد آن شهر ميوه بسيار داشت ترنجهاى درشت در آن به عمل مىآيد كه در جاى ديگر ديده نمىشد و هر چهار دانه آن بر يك شتر حمل مىشد . او مقدارى ترنج بكاخ خويش برد . كنيزى زيبا و گرامى داشت چون آن ترنجهاى عجيب را ديد به او گفت : ميل دارم ترا ميان شاخههاى درخت نارنج و ترنج ببينم او هم تكليف وى را پذيرفت و به محل نارنجستان رفت و چند روزى در آن جا خوش بود سپس با مركب و عده از اتباع بازگشت .
در عرض راه دچار برف و باران بسيار شديد شدند و برف و يخ فزون گشت و تند باد سردى وزيد كه جمعى از همراهان او مردند و او سخت بيمار شد و چون به شهر منصوريه رسيد خواست بگرمابه برود ولى پزشك خاص او اسحاق بن سليمان