تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
ديد بر تمام كارها مسلط شد . اين كافور همان است كه متنبى ( شاعر بزرگ و مشهور عرب ) اول او را مدح و بعد هجا نمود . ابو القاسم ( انوجور ) خردسال بود و كافور اتابك ( تركى بمعنى پدر بزرگ ) او بود بدين سبب او را ضعيف دانست و بر او چيره شده بود كافور هم بمصر رفت و سيف الدوله دمشق را تملك نمود و در آنجا اقامت گزيد . اتفاقا روزى همراه شريف عقيلى بگردش در غوطه رفته « غوطه » ( محل خرم معروف ) دمشق را ديد شريف گفت : اين محل فقط در خور تملك يك شخص است . شريف به او گفت : ولى خرده مالك بسيار دارد سيف الدوله گفت : آرى ولى اگر قوانين دولت آن را تملك كند خرده مالكان از داشتن آن بيزار خواهند شد . شريف بمردم دمشق گفت و آنها بكافور نوشتند و او را خواستند كافور هم رسيد و سيف الدوله را از دمشق اخراج كرد و آن در سنه سيصد و سى و شش بود . انوجور همراه كافور بود و هر دو سيف الدوله را دنبال كردند او از آنها ترسيد و راه جزيره را گرفت و انوجور حلب را محاصره كرد ولى بعد صلح كردند و سيف الدوله بحلب بازگشت و انوجور بمصر رفت و كافور در دمشق ماند و بعد بدر معروف ببدر اخشيدى را امير دمشق نمود و خود بمصر برگشت بدر هم مدت يك سال امير دمشق بود و بعد ابو المظفر بن طغج بر او غالب شد و او را گرفت و بازداشت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 175 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت