تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣

بيان تقسيم مملكت و بخشيدن املاك و ويران كردن كشور

در آن سال سپاه بر معز الدوله بن بويه شوريد و سپاهيان به او دشنام دادند و او تعهد كرد كه در فلان مدت مواجب آنها را بپردازد ناگزير اموال مردم را بطريق غير مشروع گرفت و به آنها فشار آورد . املاك دولت را هم گرفت و بسالاران خود بخشيد بدين سبب ديوان املاك بسته و تعطيل و دست عمال كوتاه شد . مملكت هم بسبب شورش و اختلاف و ستيز ويران شده و قحط و غلا بر شدت بلا افزوده بود . سالاران املاك و مزارع آباد را گرفتند و بر آبادى و حاصل آنها افزودند و دخل آنها بسبب قدرت و احترامى كه داشتند بيشتر شد بدين سبب معز الدوله قادر بر انقياد آنها نبود . اما ساير اتباع هر چه از مزارع گرفتند بر ويرانى آنها افزودند تعويض آنها را خواستند ناگزير به آنها عوض بهترى دادند . سپاهيان كه املاك را گرفتند آبادى و راهسازى و آبيارى آنها را اهمال كردند و آنها هم ويران شد و بسيارى از مزارع باير و متروك گرديد غلامان ملاكين هم ستم را نسبت بدهقانان و كشاورزان روا داشتند و در تحصيل عايدات و تسريع آنها كوشيدند و هر كه نتواند حاصل را با عجله و تسريع بدست آرد بمصادره و زور مىپرداخت و اموال كشاورزان را مىربود . پس از آن معز الدوله هر محلى را بيكى از سالاران واگذار كرد كه خود حامى و نگهبان آن محل باشد و هر نگهبانى چون محل را احراز كرد در آن سكنى گرفت و خانواده و برادران و خويشان خود را در آن مستقر نمود . سالاران هم با داشتن املاك ادعاى خسارت و زيان مىكردند و وزير قادر بر رسيدگى و تحقيق نبود اگر كسى هم به آنها اعتراض مىكرد با او دشمنى و ستيز مىكردند ناگزير آنها به حال خود مىگذاشتند و هر چه ميخواستند مىكردند بدين سبب طمع آنها بيشتر شد و حد و اندازه هم نداشت معز الدوله هم از اندوختن ذخيره براى روزهاى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 173 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت