خود نشاندند و آن در سنه سيصد و سى و پنج و در ماه محرم بود ديلميان هم اموال مردم را غارت كردند آنچه را از رجال مشهور بغداد ربودند بالغ بر ده هزار هزار دينار گرديد غير از ديگران معز الدوله دستور داد از قتل و غارت خوددارى كنند بوزير خود صيمرى دستور داد كه مانع شود او هم سوار شد و مرتكبين جرم و متخلفين را گرفت و كشت و بدار آويخت و خود شخصا گردش و رسيدگى كرديد و ناصر الدوله به محل « عكبرا » پناه برد و نماينده براى صلح فرستاد آن هم بدون مشورت با تركان توزونى آنها هم تصميم گرفتند كه او را بكشند او آگاه شد و با شتاب بموصل پناه برد پس از آن صلح ميان او و معز الدوله برقرار گرديد و آن در تاريخ محرم سنه سيصد و سى و پنج بود .
بيان وفات قائم و امارت منصور
در آن سال قائم بامر اللّه ابو القاسم محمد بن عبد اللّه مهدى علوى امير افريقا در سيزدهم شوال وفات يافت بعد از او فرزندش اسماعيل جانشين او شد و بلقب منصور ملقب گرديد مرگ پدر را هم پنهان داشت زيرا ترسيد ابو يزيد كه نزديك « سوسه » بود آگاه شود . تمام كارها را هم به حال خود گذاشت و سمت خليفه را نپذيرفت و خطبه بنام او خوانده نشد و پرچمها را ( كه بنام پدرش بود ) تغيير نداد و به آن وضع ماند تا كار ابو يزيد را پايان داد و چون از او آسوده شد مرگ پدر را آشكار و خود را خليفه نمود . آلات و ادوات و اسباب جنگ و كشتىهاى جنگى ساخت . او شجاع و با شهامت بود كه مملكت را اداره و نگهدارى كرد
.