تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
سخت عاجز شد و بر عطاء و مواجب غلامان ترك افزود كه مورد بغض و حسد ديلميان واقع شدند و كينه و تنفر يك نحو بيم ميان طرفين ايجاد گرديد .

بيان مرگ اخشيد و الحاق دمشق بسيف الدوله

در ماه ذى الحجه سال جارى اخشيد ابو بكر محمد بن طغج امير مصر درگذشت و در سنه دويست و شصت و هشت متولد شد و در شهر دمشق وفات يافت گفته شده در سنه سيصد و سى و پنج درگذشت . بعد از او فرزندش ابو القاسم « انوجور » بامارت رسيد ( مؤلف كتاب عقد الجمان بر حسب تحقيق گويد : اين نام فارسى و عجمى مىباشد و كنيه و لقب نيست و معنى آن در لغت عربى ستوده جا - « محمود المقام » است ) . اما ابن طغج بر حسب تحقيق صاحب كتاب « التكمله » كه او ايرانى بوده گويد : لقب اخشيد ( مانند خورشيد ) منحصر بپادشاهان فرغانه است و او يكى از آنها بوده . تنوخى محقق ديگر گويد : خليفه راضى اين لقب را بمحمد بن طغج داد زيرا او از اهالى فرغانه بود كه امير مصر شد سبب هم اين است هر يكى از پادشاهان فرغانه را اخشيد مىگفتند مانند روميان كه شاه خود را قيصر يا پارسيان خسرو « كسرى » و شاهنشاه مىخواندند يا عرب امير - المؤمنين يا مردم اشروسنه « افشين » يا خوارزم شاه يا ترك خاقان يا گرگانيان صول يا مردم آذربايجان اسپهبد يا اهالى طبرستان سالار مىگفتند و او معتقد بمذهب جبائى معتزلى بود . غرض از نقل اين تحقيق بيان قدرت و نفوذ ايرانيان است كه سلطه و سلطنت آنها تا مصر هم رسيده بود و همين بس كه در همان زمان بر مركز خلافت مسلط شده و تمام امور را در دست گرفته بودند و سراسر ايران در دست ايرانيان بود كه يك طرف ديلميان و عماد الدوله بن بويه و يك طرف ساميان و امير نوح بودند ( بر ميگرديم باصل كامل ) . چون انو جور بامارت رسيد كافور سياه را كه يكى از غلامان پدرش اخشيد بود بمقام وزارت برگزيد او هم خواجه خود را ناتوان