تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
كار را تصويب كردند جز يكى از خواص دوستان كه به او گفت : اين كار درست نيست زيرا امروز تو با يك خليفه كار مىكنى كه خود و اتباع تو به او معتقد نمىباشيد و اگر فرمان قتل او را بدهى فورا او را مىكشند زيرا خون او را روا مىدانند و اگر يكى از علويان را خليفه كنى تو و ياران تو معتقد به صحت خلافت او مىشويد كه اگر او فرمان قتل ترا بدهد آنها اطاعت مىكنند معز الدوله از آن تصميم منصرف شد و اين يكى از بزرگترين علل ابقاء نام خلافت براى عباسيان و زوال فرمان آنها بود با اينكه آنها دنيا دوست و طالب استبداد و اقتدار بودند . معز الدوله سراسر عراق را گرفت و در دست خليفه هيچ چيز نماند مگر اندكى كه مخارج او را تضمين مىكرد .

بيان جنگ ميان ناصر الدوله و معز الدوله

در ماه رجب سال جارى معز الدوله سپاهى بموصل فرستاد كه در آن سپاه موسى فياده ( پياده ) و ينال كوشه در مقدمه آن بودند . چون به محل « عكبرا » رسيدند ينال كوشه بر موسى پياده حمله كرد و لشكرگاه او را بتاراج برد و خود با عده خويش نزد ناصر الدوله رفت كه در آن هنگام ناصر الدوله سوى عراق لشكر كشيده بود و ماه شعبان به شهر « سامرا » رسيد و جنگ با اتباع معز الدوله در ميدان « عكبرا » رخ داد . در ماه رمضان معز الدوله باتفاق مطيع للّه به محل « عكبرا » رفتند و چون از بغداد خارج شدند ابن شيرزاد نزد ناصر الدوله رفت و لشكر او را همراه خود ببغداد برد و خود بنيابت ناصر الدوله باداره كارها پرداخت و آن هنگامى بود كه ناصر الدوله مشغول جنگ با معز الدوله بود . در دهم ماه رمضان ناصر الدوله از سامرا ببغداد رفت و در آنجا اقامت گزيد چون معز الدوله آگاه شد سوى « تكريت » لشكر كشيد و آن شهر را غارت كرد زيرا آن شهر تحت فرمان ناصر الدوله بود سپس خود با خليفه سوى بغداد روانه شدند و در جانب غربى شهر لشگر زدند ناصر الدوله هم در جانب