تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
در آن هنگام نامه محمد بن حذر بمنصور رسيد كه او را از محل پناه ابو يزيد آگاه مىكرد كه در ريگستان بود . منصور هم سخت بيمار شد و بعد شفا يافت چون بهبود يافت سوى « مسيله » رخت بست و ابو يزيد آنجا را قبل از رسيدن منصور قصد و محاصره كرده بود و آن در دوم ماه رجب بود كه بر بيمارى منصور آگاه شده و بمحاصره آن شهر پرداخته بود چون سپاه منصور رسيد او محاصره را ترك و بلاد سودان را قصد كرد . بنى كملان و « هواره » موافقت نكردند و او را فريب دادند و از پناه بردن بكشور سودان بازش داشتند ناگزير بكوهستان كتامه و « عجيسه » پناه و در آنجا تحصن نمود مردم آن سامان به او گرويدند و شروع بآزار و غارت و ربودن افراد مردم نمودند . منصور در دهم شعبان او را قصد كرد ولى ابو يزيد از كوه فرود نيامد و چون لشكر منصور بازگشت او فرود آمد و به عقب دار آن لشكر حمله كرد منصور برگشت و جنگ آغاز شد ابو يزيد گريخت و خانواده و فرزندان و ياران خود را بدشمن سپرد . دو سوار از سواران منصور او را پى كردند اسبش لغزيد و او افتاد ولى يارانش او را دوباره بر اسب سوارش كردند . زيرى ابن مناد به او رسيد و نيزه خود را بتنش فرو برد و او از مركب افتاد ولى يارانش از او دليرانه دفاع كردند و او را نجات دادند و همراه او گريختند ولى اتباع منصور آنها را دنبال كردند و عدهء بيشتر از ده هزار مرد جنگى از آنها كشتند و باز منصور با سپاه خود او را دنبال كرد و جنگ آغاز شد و بسيار سخت بود هيچ يك از طرفين قادر بر گريز نبود زيرا راه تنگ و ناهموار ولى با رنج بسيار ابو يزيد دوباره گريخت . بار و بنه او را آتش زدند و اتباع او بقله كوه پناه بردند و مهاجمين را سنگسار مىكردند جنگجويان بمنصور احاطه كردند و طرفين نزديك شدند كه دست طرفين به يكديگر مىرسيد كشتار بسيار فزون گرديد و همه فنا و نابودى ابدى را احساس كردند ناگزير دست از نبرد كشيدند و حال جنگ بتساوى بدون غلبه يك جانب بود ولى ابو يزيد ناگزير بقلعه كتامه پناه برد كه قلعه بسيار محكم و استوار بود در آنجا تحصن نمود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 158 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت