تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
منصور منهزم شدند و او با بيست سوار ماند گريختگان بخندق پناه بردند و او با همان عده كم پايدارى و سخت نبرد كرد . ابو يزيد چون او را بدان حال ديد بر او حمله نمود چون منصور هجوم و تهور ابى يزيد را ديد در جاى خود ماند و شمشير را آخت و بر ابو يزيد حمله كرد و نزديك بود او را بكشد ولى ابو يزيد گريخت منصور عدهء را كشت و پيش رفت و كسى را فرستاد كه اتباع خود را بازگرداند آنها هم بميدان بازگشتند بعد از اينكه در فرار خود راه مهديه و « سوسه » را گرفته بودند جنگ تا ظهر دوام داشت منصور عده بسيارى از آنها كشت و آن روز يك روز تاريخى و مشهور بود كه هيچ روزى مانند آن نبود . مردم دليرى منصور را بىمانند دانستند كه هيچ چنين شجاعتى را گمان نمىبردند . هيبت و عظمت او در دل مردم افزوده شد . ابو يزيد از پيرامون قيروان دور شد و آن در تاريخ ذى القعده سنه سيصد و سى و چهار بود . پس از آن ابو يزيد برگشت ولى كسى بجنگ او نرفت و چند بار بميدان تاخت . منصور ندا داد هر كه سر ابو يزيد را بيارد ده هزار دينار جايزه دريافت خواهد كرد بمردم هم اجازه جنگ داد و نبردى بسيار سخت واقع شد و اتباع منصور منهزم گرديدند و بخندق پناه بردند ولى پس از آن بازگشتند و دليرى نمودند تا ابو يزيد منهزم شد . طرفين از جنگ دست كشيدند و عدهء بسيارى از دو جانب كشته شدند و باز ابو يزيد برگشت و جنگ را آغاز كرد گاهى آن طرف و زمانى اين جانب غالب مىشد . ابو يزيد دسته‌هاى لشكر را فرستاد و راه ميان مهديه و قيروان وسوسه را بريد . پس از آن بمنصور پيغام داد كه خانواده و زن و فرزند اسير خود را منصور روانه كند و اگر چنين كارى نمايد او مطيع خواهد شد به شرط اينكه به او و يارانش امان بدهد و سوگندهاى عظيم ياد كرد كه به اين عهد وفادار باشد منصور هم خانواده او را آزاد و با عزت و احترام نزد او فرستاد . كسوت هم به آنها داد و گرامى داشت و چون رسيدند عهد را شكست و گفت : او از من ترسيد كه آنها را بخشيد . سال
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 155 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت