تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
گردنش را زد بعد نعش او را بدار آويخت سپس فرود آورد و سوزانيد . خانه او را هم بتاراج داد و اين آخرين روزگار و پايان كار بريديها بود . قتل او در نيمه ماه - ذى الحجه رخ داد او قبل از اعدام به اندازه فقير و تنگدست شده بود كه فقط با يك جبه پنبه و يك كفش چوبين خارج مىشد .

بيان لشكر كشى ابو على سوى شهر رى و برگشتن او قبل از فتح و تصرف

چون امير نوح در مقام امارت ما وراء نهر و خراسان مستقر گرديد ابو على بن - محتاج را فرمان داد كه سوى رى لشگر بكشد و با سپاه خراسان شهر رى را از ركن الدوله بن بويه بستاند . او با عده بسيار رهسپار آن ديار گرديد . در عرض راه وشمگير كه عازم ملاقات امير نوح بود او را ديد و او هم وشمگير را نزد امير نوح فرستاد در آن هنگام امير نوح در شهر مرو بود چون رسيد امير او را گرامى داشت و در حق او بسيار احسان و مبالغه در كرم و نيكى نمود . اما ابو على كه راه رى را گرفت چون به شهر بسطام رسيد بعضى از سپاهيان او تمرد كردند و باتفاق منصور بن قراتكين بازگشتند كه او يكى از بزرگترين سالاران و ياران مخصوص نوح بود و او با عده خود گرگان را قصد نمودند كه حسن بن فيرزان ( پيروزان ) در آن سامان بود . حسن هم خواست با آنها مقابله كند ولى آنها نيشابور را قصد كردند . ابو على هم با عدهء باقى سوى رى لشگر كشيد . ركن الدوله از شهر خارج شد و بمقابله و جنگ او پرداخت و ميدان جنگ بمسافت سه فرسنگ از رى واقع بود بسيارى از قوم كرد با ابو على بودند كه به او خيانت كردند و از ركن الدوله امان گرفتند ابو على ناگزير تن بفرار داد و بنيشابور رفت و بعضى از بار و بنه او بدست دشمن افتاد .