تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
كه از بيم منصور گريخت . بهر جا كه ميخواست پناه ببرد و تحصن نمايد منصور سبقت جست و او را محروم نمود تا آنكه به شهر « طينه » رسيد . محمد بن خزر زناتى نمايندگانى نزد منصور فرستاد او از ياران بزرگ ابو يزيد بود . از منصور امان خواست و منصور به او امان داد و تأكيد كرد كه مراقب ابو يزيد باشد ابو يزيد هم بفرار خود ادامه داد تا آنكه بكوهستان بربر رسيد . بكوه « برزال » پناه برد كه مردم آن كوهستان معتقد بمذهب او بودند ( مذهب خوارج ) بعد از آن راه ريگستان را گرفت كه منصور نتواند او را پيدا كند در آنجا هم عده بسيار نزد او تجمع كردند و او باز لشكر كشيد و به محل « مقبره » رسيد كه منصور در آنجا بود . ابو يزيد براى سپاه منصور كمين گذاشت ولى منصور هشيار شد و حذر كرد . ابو يزيد لشگر خود را آراست و جنگ نمود كه ميمنه منصور شكست خورد و گريخت منصور شخصا با ياران خود حمله كرد و ابو يزيد مغلوب شد و گريخت و بكوه « سالات » پناه برد منصور هم او را دنبال كرد و به شهر « مسيله » رسيد و داخل شهر شد پس از آن ابو يزيد را تا كوهستان صعب العبور و راههاى تنگ و سخت و ناهموار و دشتهاى وسيع غير قابل عبور تعقيب كرد و خواست راه به دو ناهموار را طى كند رهنمايان به او گفتند هيچ لشگرى تا كنون از اين راه نگذشته او و سپاهش دچار قحط و غلا شدند بحديكه عليق يك چهارپا به يك دينار و نيم و قيمت يك مشك آب بيك دينار رسيد ديد كه پس از آن راه ريگستان فراخ و دشتهاى بى آب و علف است كه بسودان پيوسته و در آن بيابان اثرى از آبادى نيست كه ابو يزيد تن بگرسنگى و تشنگى داده و مرگ را بر كشته شدن با شمشير بهتر دانسته كه آن راه ناهموار و صحراى فاقد حيات را پيموده ناگزير تعقيب او را ترك كرد و راه « صنهاجه » را گرفت تا به جائى رسيد كه نامش ( قريه و مره ) بود . امير زيرى بن مناد صنهاجى در آن جا به او پيوست او حميرى بود كه لشكر صنهاجه را مىكشيد و منصور را يارى مىكرد و او پدر بزرگ خاندان بنى ياويس پادشاهان افريقا بود كه شرح حال آنها خواهد آمد بخواست خداوند تعالى منصور او را گرامى داشت و به او نيكى كرد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 157 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت