ربود . على مزبور گريخت . پس از آن ايوب عده چابك سوارى براى يك دسته از لشگر مهدى فرستاد كه قصد تونس را داشتند جنگى بس سخت و عظيم رخ داد و بسيارى كشته شدند و آخر الامر دسته سپاه قائم منهزم شد و باز برگشت و باز گريخت و بار دوم و سيم آن دسته از خود گذشت و تصميم بر جانبازى گرفت و يكباره مانند يك تن حمله كرد كه اتباع ابى يزيد شكست خوردند و گريختند آنها را زار كشتند و بنه خواربار و ذخيره آنها را غارت كردند و ايوب با بقيه اتباع خود گريخت و به شهر قيروان پناه برد و آن در ماه ربيع الاول سنه سيصد و سى و چهار بود . اين شكست براى ابو يزيد بسيار ناگوار بود بحديكه تصميم گرفت شهر قيروان را بدرود گويد ولى ياران او نصيحت كردند كه از شتاب خوددارى كند .
پس از آن سپاهى عظيم گرد آورد و فرزند خود را فرمانده قرار داد و بجنگ على بن حمدون فرستاد . طرفين در محلى بنام « بلطه » بجنگ پرداختند گاهى ايوب پيروز مىشد و زمانى على شهر را به كسانى كه به آنها اعتماد داشت سپرده بود . يكى از سالاران حراست يكى از دروازهها را به عهده گرفت كه نامش احمد بود .
او ( خيانت كرد ) و با ايوب مكاتبه نمود كه مبلغى مال از او دريافت و دروازه را به روى او باز كند ايوب پذيرفت و بر آن دروازه هجوم نمود احمد در را گشود و اتباع ايوب داخل شهر شدند و عدهء را كشتند على هم خود گريخت و با سيصد سوار و چهارصد پياده بسامان كتامه پناه برد . از آنجا بقبايل « كتامه » و « تفره » و « فراته » و ديگران نوشت كه او را يارى كنند آنها اجابت كردند و در شهر قسطنطينه تجمع نمودند لشكرى هم سوى « هواره » فرستاد افراد قبيله را كشتند و اموال آنها را ربودند . ابو يزيد به آنها اعتماد داشت كه دچار شدند . خبر به او رسيد كه سپاه عظيمى پياپى فرستاد . جنگهاى متعدد و مكرر واقع شد و در تمام جنگها پيروزى نصيب على و سپاه قائم بود . شهر « تيجس » را هم گشود همچنين شهر « باغاية » و هر دو را از تملك ابى يزيد خارج نمود
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 151
مساهمون: ابن الأثير
ص١٥١