تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
سوار و داخل كار زار گرديد و كار نبرد شدت يافت بعضى از اتباع منصور تن بگريز داده و به شهر پناه بردند ولى رشيق پيش رفت و هيزمى را كه ابو يزيد براى آتش زدن شهر فراهم كرده بود آن را افروخت . چون ابو يزيد و ياران او آتش را ديدند ترسيدند و گمان بردند كه بقيه عده آنها همه هلاك شده‌اند كه رشيق توانست بانبوه هيزم برسد زيرا آنها را نمىديد و از آنها خبر نداشت ابو يزيد و اتباع او گريختند . سپاهيان منصور هم از شهر بيرون آمدند و شمشير را به كار بردند و هر كه از لشكر ابو يزيد عقب مانده بود كشتند و بربريان را با تيغ درو كردند و خيمه‌ها را آتش زدند ابو يزيد هم گريخت و بقيروان رفت و بربريان ديوانه‌وار تن بفرار دادند و هر كه از شمشير نجات يافت از گرسنگى و تشنگى مرد . چون ابو يزيد بقيروان رسيد خواست داخل شهر شود ولى اهالى دروازه‌ها را بستند و او را راه ندادند . سپس كاخ حاكم را محاصره كردند و خواستند در خانه را بشكنند او مسكوك زر ( دينار ) بر آنها نثار كرد و آنها سرگرم جمع و برداشتن آن شدند او فرصتى بدست آورد و گريخت و نزد ابو يزيد رفت . ابو يزيد هم زن خود مادر ايوب را همراه خود برد و رفت ياران او هم همه با زن و فرزند بدنبالش رفتند و بناحيه « سيبيه » پناه بردند كه دو روز راه از قيروان فاصله داشت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 153 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت