تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
به او گرويدند . قائم بشرى را دستور داد كه ابو يزيد را تجسس كند او هم گروهى براى تجسس فرستاد ابو يزيد آگاه شد و عده‌اى از سپاه خود را فرستاد و دستور داد كه بگيرند و بكشد و پاره پاره كنند كه در دل مردم رعب و هراس ايجاد نمايد . كشتند و گرفتند و ربودند . پس از آن با لشكر بشرى مقابله به عمل آمد . لشكر ابو يزيد شكست خورد و گريخت . عدهء مقتولين چهار هزار و اسراء پانصد تن بود كه بشرى آنها را بزنجير بست و به شهر مهديه فرستاد .

بيان استيلاء بايزيد بر قيروان و رقاده

چون اتباع ابى يزيد گريختند او سخت خشمگين شد . لشكرها را جمع و تجهيز و بسيج كرد كه با اهالى كتامه جنگ كند . سپاه او بجزيره رسيد طلايع طرفين هم رسيدند و نبرد كردند طليعه كتامه شكست خورد منهزم شد بربريان هم گريختگان را تا رقاده دنبال كردند . ابو يزيد هم در قسمت غربى قيروان لشكر زد عدهء سپاهيان او بالغ بر صد هزار جنگجو شد . روز بعد با عدهء خود بقسمت شرقى رقاده منتقل گرديد . حاكم شهر رقاده اعتنا نكرد و ابو يزيد را نديده و هيچ انگاشت . مردم هم از هر طرف نزد حاكم مىرفتند و خبر ميدادند و او خونسرد و منتظر رسيدن لشكر ميسور بود . چون ابو يزيد وضع را بدان گونه ديد بر شهر هجوم برد و نبرد را آغاز كرد . جنگى بس عظيم واقع و بسيارى از اهالى قيروان كشته شدند و حاكم كه نامش خليل بود از جاى خود نجنبيد تا آنكه مردم فرياد زدند و او را بخروج وادار كردند او با اكراه از دروازه تونس خارج شد ابو يزيد هم به او حمله كرد او بدون جنگ گريخت و به خانه خود رفت و در خانه را بر خود بست و بانتظار ميسور و لشكرش نشست . ياران او همچنين كردند و در خانه‌هاى خود نشستند . بربريان وارد شهر شدند و كشتند و مرتكب فساد گرديدند بعضى از مردم در اطراف شهر جنگ و دفاع نمودند . ابو يزيد يكى از يارانش را بقيروان فرستاد كه نام او ابو ايوب بود او با عدهء وارد شهر قيروان شد و بمردم امان داد و به خانه خليل