سفيانى معروف است ) او را گرفتند و ببغداد فرستادند . گفته شد او ديوانه است .
در آن سال جنگى ميان حسين بن حمدان و اعراب بنى كلب و طيئ و يمن و اسد و ديگران رخ داد .
در آن سال اعراب طى وصيف بن صوار تكين را مدت سه روز محاصره كردند او بجنگ آنها كمر بست و عدهء را كشت اعراب منهزم شدند و او با سپاه خود رهسپار شد .
فضل بن عبد اللّه هاشمى امير الحاج شد .
صالح بن محمد حافظ ملقب بجزره بغدادى درگذشت . همچنين ابو عبيد اللّه محمد بن نصر مروزى فقيه شافعى . در سمرقند وفات يافت بسيار كتاب نوشته بود .
در آن سال محمد بن اسحاق بن ابراهيم معروف بابن را هديه در راه مكه كشته شد . قرمطيان او را كشتند آن هم هنگام قتل عام حجاج .
سنه دويست و نود و پنج
بيان وفات اسماعيل بن احمد سامانى و امارت فرزندش احمد
در آن سال در نيمهء ماه صفر اسماعيل بن احمد امير خراسان و ما وراء النهر در بخارى وفات يافت . او پس از مرگ بلقب « ماضى » ملقب شد ( گذشته - درگذشته ) .
پس از او فرزندش ابو نصر احمد بامارت رسيد . مكتفى فرمان امارت او را فرستاد و پرچم امارت را بدست خود افراشت .
اسماعيل مردى خردمند و دادگر و نيك رفتار و بردبار و نسبت برعيت مهربان بود . گويند : احمد فرزندش معلم و مؤدب داشت . روزى اسماعيل بدون اطلاع معلم مىگذشت شنيد كه او بفرزندش دشنام مىداد و مىگفت : خداوند تو و آن كسى كه تو فرزندش هستى گرامى و خوش ندارد اسماعيل بر او داخل شد و گفت : اى مرد آيا گمان مىبرى ما گناهكار هستيم كه بما ناسزا و فحش مىدهى آيا مىتوانى