مقتولين مبارك قمى و فرزندش ابو العشائر بن حمدان بودند .
زنان قرمطى آب در مشك بر مىداشتند و ميان مجروحين مىگشتند ( و تظاهر - به يارى مىكردند ) هر كه زنده مانده از آنها آب مىخواست او را مىكشتند .
گويند : عده مقتولين بالغ بر بيست هزار تن گرديد . كسى نجات نيافت مگر مجروحى كه ميان كشتگان افتاده و كسى متوجه زنده بودنش نشده بود يا كسى كه هنگام غارت قرمطيان و سرگرم بودن آنان بتاراج گريخته بود ولى بيشتر آن گريختگان مردند بعضى از افراد را هم بعنوان برده زنده نگهداشتند آنچه از آن كاروان ربوده شد بالغ بر دو هزار هزار دينار ( زر ) ( دو مليون ) بود .
از جمله اموال غارت شده كالا و مال طولونىها ( امراء مصر ) بود زيرا آنها كه تصميم گرفته بودند ببغداد نقل مكان كنند اموال خود را شمش زر و سيم نمودند و در پالانها و رحلهاى شتران نهادند و زر و زيور و گوهر خود را در خفا به مكه فرستادند و همه در همان كاروان غارت شده ربوده شد .
زكرويه جاسوس و ديدبان به همه جا فرستاد مبادا سپاه خليفه او را غافلگير كند كه آن سپاه در قادسيه لشكر زده بود . در محل « فيد » هم به حال انتظار قرمطيان بودند ( سپاه خليفه ) كه آيا آنها بر كاروان حج غلبه يافتند يا نه .
ميان آنها ( سپاهيان ) جمعى بازرگان و صاحب كالا و مال بودند بانتظار رسيدن قافله در « فيد » نشسته بودند . چون خبر غارت كاروان به آنها رسيد باز ماندند تا سپاه خليفه برسد ( و اموال آنها را از قرمطيان بگيرد ) .
زكرويه باز راه را گرفت و چاهها را پر كرد و آبها را آلوده نمود تا نزديك « فيد » . اهالى فيد تحصن كردند . زكرويه به آنها پيغام داد كه از تحصن خارج شوند و در امان باشند . آنها نپذيرفتند .
آنها را تهديد كرد كه همه را خواهد كشت و غارت خواهد كرد . آنها بر خوددارى و ثبات خود افزودند . از آنجا سوى محل « ساج » و بعد از آن به محل جعفر ابو موسى رفت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 67
مساهمون: ابن الأثير
ص٦٧