تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤

بيان حوادث

در ماه ربيع الاخر سالارى از اتباع طاهر بن محمد بن عمرو بن ليث وارد بغداد شد كه پناهنده شود . او ابو قابوس بود علت اين بود كه طاهر سرگرم عيش و نوش و شكار شده بود . روزى سوى سيستان رهسپار شد كه در آن جا بگردش و تفريح و شكار بپردازد . ليث بن على بن ليث در پارس ( موقع را مغتنم شمرده ) بر كارها غلبه و استيلا كرد همچنين سبكرى كه غلام عمرو بن ليث بود ميان آن دو و اين سالار ( پناهنده ) اختلاف رخ داد او هر دو را ترك كرد و ببغداد پناه برد . خليفه به او خلعت داد و گرامى داشت . طاهر بن محمد ( بخليفه ) نوشت كه سالار مزبور خراج را استيفا كرده و اموال را برداشته و نزد شما آمده يا او را عودت دهيد يا اموالى را كه ربوده به حساب قرار دادى كه داريم محسوب نمائيد . ( مالياتى كه بايد طاهر بخليفه بپردازد ) . خليفه به او پاسخ نداد . در آن سال داعى و مبلغ قرمطيان بيمن و شهر صنعاء رفت و با مردم شهر نبرد كرد و بر آنها غلبه يافت و همه را كشت جز يك عده كم . بر ديگر شهرها هم چيره شد . پس از آن مردم شهر « صنعا » و ديگران جمع شدند و با آن داعى مدعى نبرد كردند و او را شكست دادند . او منهزم شد و به يكى از نواحى يمن پناه برد . خبر بخليفه رسيد او بمظفر بن حاج خلعت داد و يمن را به او واگذار كرد و بجنگ قرمطى فرستاد . او بيمن رفت و در آنجا زيست تا درگذشت . در آن سال روميان بر « قورس » از توابع حلب هجوم بردند . اهالى با آنها نبرد كردند و ( مردم پس ) از دادن كشته‌هاى بسيار تن بفرار دادند و روميان پيروز شده داخل « قورس » شدند و رؤساء بنى تميم را كشتند و مساجد را آتش زدند و غارت كردند و هر كه زنده مانده بود با خود بردند .