شدند و باصلاح و صلح و آشتى ميان متخاصمين كوشيدند ابو الاغر بن سعيد بن حمدان همراه ناصر الدوله بن عبد اللّه بن حمدان بود . ابو الاغر درباره صلح بين طرفين سخن گفت ناگاه يكى از افراط بنى ثعلبه او را با نيزه طعنه زد و كشت . ناصر الدوله ناگزير با عده خود بر آنها حمله كرد آنها گريختند بسيارى از آنها كشته شدند و به محل آنها رسيد خانههاى آنها را ويران و زنان را اسير و اموالشان را غارت كرد بعضى از آنها كه سوار اسب بودند نجات يافتند و باز ناصر الدوله آنها را تا محل « حديثه » ( نوشهر ) دنبال كرد در آنجا يانس غلام مونس كه موصل را قصد كرده بود رسيد و آنها به او پيوستند آنگاه بنى ثعلبه و بنى اسد به محل ديار ربيعه بازگشتند . ( مونس خود سرانه ميخواست موصل را از ناصر الدوله بگيرد چنان كه گذشت ) .
در آن سال خبر مرگ تكين خاصه در مصر كه امير آن ديار بود ببغداد رسيد .
محمد فرزندش بجاى او منصوب شد . قاهر باللّه ( خليفه ) براى او خلعت هم فرستاد .
سپاهيان در مصر شوريدند و محمد مذكور با آنها نبرد كرد و آنها را مطيع نمود .
در آن سال على بن يليق قبل از اينكه گرفتار شود بمنشى خود حسن بن هارون دستور داد كه فرمان صادر كند مبنى بر لزوم لعن معاوية بن ابى سفيان و يزيد بن معاويه و آن لعن بر منبر مسلمين باشد عوام شوريدند و آشوب كردند . على بن يليق تصميم گرفت كه بر بهارى رئيس حنبليها ( پيروان احمد بن حنبل رئيس مذهب چهارم سنى ) را بازداشت كند كه يارانش فتنه را برانگيخته بودند و چون بر بهارى بر تصميم او آگاه شد گريخت و پنهان گرديد ولى گروهى از بزرگان و اعيان پيروان او را گرفتند و بازداشتند و بعد در كشتى سوار كردند و بعمان فرستادند ( كه مركز خوارج و دشمنان على و آل على آنجا زيست مىكردند و مىكنند ) .
در آن سال قاهر آواز و طرب و مىگسارى را حرام كرد همچنين انواع نبيذ ( كه بعقيده اغلب مسلمين مباح بوده ) . كسانى هم كه مرتكب آن اعمال بودند و شناخته مىشدند بكوفه و بصره تبعيد شدند اما كنيزان مطرب و آوازه خوان را دستور داد كه همه را بفروشند ولى اغلب آنها ساده بودند و از طرب اطلاعى نداشتند ولى خود قاهر دستور داد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 298
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٩٨