سپاه او بودند . چون ابن بويه رسيد و با آنها مقابله كرد آنها تاب پايدارى نياورده سوى « گرگان » گريختند ولى خود ياقوت با تمام سپاه رسيد و در همان ميدان آماده نبرد گرديد . ابو طالب نوبندجانى بنمايندگان خود در شهر ( از تاريخ معتبر تجارب الامم مستفاد مىشود كه آن شهر آباده بود ) دستور داد كه از ابن بويه و اتباع او خوب پذيرائى كنند و هر چه بخواهند فراهم نمايند خود از شهر خارج شد و در ده اقامت گزيد تا ياقوت تصور نكند كه او هم مخالفت كرده . مبلغى كه نوبندجانى در مدت چهل روز براى ابن بويه خرج كرده بود بالغ بر دويست هزار دينار ( زر ) گرديد .
عماد الدوله برادر خود ركن الدوله حسن را بكازرون فرستاد همچنين نقاط ديگر از نواحى فارس و مال بسيار از آن جاها بدست آورد . ياقوت لشكرى بكازرون فرستاد كه با ركن الدوله نبرد كند نبرد واقع و لشگر ياقوت منهزم شد با اينكه عده ركن الدوله كم بود .
ركن الدوله بسلامت با اموال بسيار نزد برادرش بازگشت .
عماد الدوله از مكاتبه بين مرداويج و برادرش و شمگير از يك طرف و ياقوت از يك طرف ديگر آگاه شده بيمناك شد و از نوبندجان خارج شد و باستخر رفت از آنجا هم به محل بيضا رخت كشيد ياقوت هم هر جا كه مىرفت او را دنبال مىكرد تا آنكه ابن بويه كرمان را قصد كرد و در راه كرمان پلى بود كه بايد از آن عبور كند ياقوت سبقت جست و پل را گرفت و ابن بويه را بجنگ ناگزير كرد . و آن در تاريخ آخر سال سيصد و بيست و يك و اول بيست و دو بود .
بيان حوادث
در آن سال بنى ثعلبه با بنى اسد كه موصل را قصد كرده بودند متحد شد و هر دو قبيله با اتباع آنها مانند قبيله طى و همه يك نيروى كامل ايجاد كردند كه با بنى مالك و همراهان آنها از قبيله تغلب جنگ كنند . طرفين براى نبرد به يكديگر نزديك شدند كه ناصر الدوله و حسن بن حمدان با افراد خانواده و مردان جنگى خود سوار