تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
سفر كرد و آن وقت غروب بود عميد هم بامداد روز بعد نامه‌ها را براى وشمگير خواند تمام سالاران را از خروج منع كرد و احكام و فرمانهاى آنان را پس گرفت . وشمگير خواست كه دنبال عماد الدوله بفرستد و او را باز دارد عميد به او گفت : هرگز او باطاعت و اختيار باز نخواهد گشت و اگر بخواهيم باجبار او را منع كنيم با ما نبرد خواهد كرد آنگاه بتمرد و عصيان منجر خواهد او ناگزير از تعقيب وى منصرف شد . عماد الدوله سوى كرج ( اراك ) رفت و با مردم نيك رفتارى كرد و عمال و حكام را گرامى داشت . آنها هم بوشمگير نوشتند و از حكومت او سپاسگزارى نمودند و سياست و خوشرفتارى و مردم دارى نگهدارى بلاد را شرح دادند . او ( عماد الدوله ) چند قلعه از خرميان را گشود و ذخاير بسيار بدست آورد كه همه را ميان اتباع و سالاران خود تقسيم نمود وصله و انعام بسيار داد كه نام نيكش همه جا شايع شد و مردم او را قصد كردند و بسيار دوستش داشتند . در آن زمان مرداويج در طبرستان بود چون به شهر رى بازگشت مقدارى مال بسالاران خود در كرج انعام داد . عماد الدوله هم نسبت به آنها انعام داد و دل آنان را بدست آورد و نيكى بسيار به آنها نمود و گرامى داشت آنها طاعت او را به گردن نهادند و به او تمايل كردند . مرداويج بر آن وضع آگاه شد سخت بيمناك و از فرستادن سالاران به كرج پشيمان شد . بعماد الدوله و سالاران نامه نوشت و آنها را با ملاطفت نزد او خواند . عماد الدوله تعلل كرد و با سالاران عهد و پيمان بست و آنها را از كينه و سطوت مرداويج تخويف نمود همه آنها او را اجابت نمودند و عهد بستند . او ماليات كرج را دريافت كرد و باتفاق آنان راه اصفهان را گرفت در اصفهان محمد بن ياقوت با ده هزار جنگجو حكومت داشت . در آن هنگام شيرزاد كه يكى از بزرگان و اعيان ديلمان به او پناه برد و او با پيوستن شيرزاد دل قوى كرد و نيرو يافت و باصفهان رسيد ابو على بن رستم در اصفهان هم مستوفى بود . عماد الدوله به آن دو ( محمد بن ياقوت حاكم و ابو على بن رستم مستوفى ) نامه نوشت و از آنها درخواست كرد كه او
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 294 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت