تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
ياقوت تنها ماند ناگزير باب مكاتبه را با يليق مفتوح كرد و از او امان خواست به شرط اينكه از مونس و از قاهر ( خليفه ) براى او امان بگيرد و خود آن امان را تضمين كند . يليق پذيرفت و براى او سوگند ياد كرد . محمد بن ياقوت با اتباع خود راه بغداد را گرفتند . ابو عبد اللّه بريدى ( كه مخارج سپاه مونس را داده بود ) بر سراسر آن بلاد مسلط شد و ستم نمود و اموال تجار را ربود و كارى كرد كه فرنگى به مسلمان نمىكند و هيچ كس او را از آن ستم و يغما مانع نشد او هم دين و ايمانى نداشت كه او را از ستم باز دارد و برادرانش هم به كارهاى سابق خود برگشتند و مسلط شدند . چون عبد الواحد و محمد بن ياقوت ببغداد رسيدند قاهر ( خليفه ) بعهد خود وفا كرد و املاك عبد الواحد را به او پس داد و از مصادره و آزار مادرش صرف نظر نمود ( آزار نسبت بمادر قاهر توسط آنها ) .

بيان بدبينى و بيم مونس و اتباع او از قاهر

در آن سال مونس مظفر و يليق حاجب و فرزندش على و ابو على ابن مقله وزير از قاهر رميدند و بر او و اتباع او سخت گرفتند . علت اين بود كه محمد بن ياقوت نزد قاهر مقرب و داراى مقام و منزلت ارجمند شده و با او خلوت و مشورت مىكرد اين كار براى وزير بسى ناگوار شده زيرا محمد بن ياقوت دشمن و بدخواه او بود . بمونس گفت كه محمد بن ياقوت نسبت به او نزد قاهر سعايت مىكند و عيسى طبيب ميان آن دو خبر مىرسانيد و هر دو آنها ضد مونس توطئه‌چيده‌اند . مونس على بن يليق را براى احضار عيسى طبيب فرستاد و او در آن هنگام نزد قاهر ( خليفه ) بود . على او را جلب كرد و مونس او را بموصل تبعيد نمود . همه هم تصميم گرفتند كه محمد بن ياقوت را نابود كنند . او هم در خيمه لشگرگاه بود . على بن يليق سوار شد و شتاب نمود كه او را غافلگير كند چون به محل رسيد او را نديد . او زود پنهان شده بود .