تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
اتباع على بن يليق اموال او را غارت كردند . على بن يليق كاخ خليفه را تحت نظر گرفت و احمد بن زيرك را مأمور محاصره و نگهبانى كاخ نمود و به او دستور داد كه خليفه را سخت مراقبت و محاصره و ممنوع از مراوده نمايد و هر كه وارد يا خارج شود تفتيش و روى زنان را هم مكشوف كند ( مبادا مردى با لباس زن باشد ) و اگر نزد كسى نامه يا رقعه پيدا كند آن را بمونس بدهد او هم دستور را سخت اجرا كرد بحديكه براى خليفه ماست برده بودند او دست بماست زد و تفتيش كرد مبادا نامه يا رقعه در آن باشد . يليق هم تمام زندانيانى كه در كاخ خليفه بازداشت شده بودند كه يكى از آنها مادر مقتدر بود بجاى ديگر منتقل نمود . حقوق و مواجب خدام و غلامان و ساير اتباع خليفه را بريد . مادر مقتدر ( زن پدر خليفه ) از بس كه قاهر آزار داد بيمار شده بود على بن يليق او را بمادر خود سپرد و گرامى داشت و معالجه كرد ولى او از شدت ضرب و زجر مرد و آن در تاريخ جمادى الثانية ( سال جارى ) بود او را با عزت و احترام و اكرام پرستارى كرد و چون مرد در مقبره ( خود ساخته بود ) به خاك سپرد كه در محله « رصافه » ( اعيان‌نشين بغداد ) بود . على بن يليق بر قاهر سخت گرفت و او را محاصره كرد . قاهر دانست كه گله و عتاب سودى نخواهد داشت و از راه ديگر بايد داخل كار شد و تمام آن سختگيريها ناشى از دستور مونس و ابن مقله ( وزير ) بود ناگزير بچاره و حيله پرداخت كه آنها را با تدبير و توطئه بدام اندازد قاهر دانست كه طريف عسكرى و بشرى خادم مونس هر دو با يليق و فرزندش على دشمنى داشتند و بر هر دو بسبب احراز مقام ارجمند رشك ميبردند او كوشيد كه هر دو را نسبت بدشمنى آن دو وادار و تاييد كند . اين را هم دانست كه مونس و يليق بيشتر بر لشكر ساجيه اتباع يوسف بن ابى الساج و غلامان او اعتماد دارند و بنيروى آنها متكى بودند ولى در موصل به آنها وعده مساعدت و ترقى داده بودند و بوعده خود در بغداد وفا نكردند و