خود بسترى شد فرزند على و ابو على بن مقله وزير هر دو مونس را بانجام خلع خليفه وادار كردند و اين كار را براى او آسان نمودند او هم با آن دو موافقت كرد . آنها چنين تدبيرى به كار بردند كه بگويند ابو طاهر قرمطى وارد كوفه شده و سپاه او از حد بيرون است و على بن يليق ناگزير است كه بجنگ او برود كه مانع حمله او ببغداد گردد . چون براى توديع نزد قاهر برود او را دستگير نمايد . چون بر اين تدبير تصميم گرفتند ابن مقله وزير هم براى پذيرائى نشست . ابو بكر بن قرابه هم نزد او ماند ناگاه وزير به او گفت : آيا شنيدى كه قرمطى با شش هزار سپاهى داخل كوفه شده كه همه با سلاح كامل و اسباب آماده شدهاند ؟ گفت : نه . ابن مقله گفت : نامهها و پيكها از حكام رسيده و آنها خبر دادهاند . ابن قرابه گفت :
اين خبر دروغ و محال است زيرا همسايه ما اهل كوفه است و همچنين امروز از كوفه نامه داشت آن هم با كبوتر ( كبوتر قاصد بمنزله تلگراف امروز كه نامه را ببال مىبستند ) . تاريخ اين نامه هم همين امروز است .
ابن مقله گفت : سبحان اللّه شما داناتر و آگاهتر هستيد .
ابن يليق بخليفه نامه نوشت كه قرمطى وارد كوفه شده و او يك سپاه بفرماندهى على بن مقله براى دفع او تجهيز كرده كه عصر امروز بايد رهسپار شود كه براى استماع اواخر خليفه شرفياب خواهد شد و مولاى ما ( خليفه ) هر چه صلاح بداند دستور دهد خليفه براى او نامه تشكر آميز فرستاد و امر كرد كه فرزند يليق براى وداع شرفياب شود . نامه قاهر هنگامى رسيد كه ابن مقله در خواب عميق فرو رفته بود .
غلامان آن نامه را كنار گذاشتند و او را بيدار نكردند و در طاق نسيان نهاده شد . چون ابن مقله بيدار شود دوباره نامه ديگر نوشت و فرستاد . قاهر از رسيدن نامه دوم تعجب كرد و دانست بايد حيله در كار باشد . در همان حين و حال از طريف عسكرى نامه رسيد كه او بايد خليفه را ملاقات كند و آنچه را كه مىداند بگويد . او لباس زنانه پوشيده و داخل كاخ شد و نزد خليفه رفت و به او گفت : كه آنها ( دشمنان ) توطئه گرفتن و بازداشتن و خلع او را چيدهاند كه اگر ابن يليق
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 279
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٧٩